<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فيلم نگار</title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/</link>
<description>بادداشتهاي احسان رحیم زاده درباره سينما</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 07:31:33 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-187.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot; align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot; align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;تهیه کنندگان در صف جذب عطاران &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot; align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 247px; HEIGHT: 319px&quot; border=0 hspace=20 alt=&quot;&quot; vspace=20 align=left src=&quot;http://setareh.webphoto.ir/photos/se770432.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;سینمادوستان این روزها چهره «رضا عطاران» را زیاد می بینند. هم بر پرده های سینما، هم در تبلیغات تلویزیونی و هم در فروشگاه هایی که سی دی چند تا از فیلم هایش، مثل «خروس جنگی» را می فروشند. عطاران در ۴۱ سالگی و دهه پنجم زندگی اش، روزهای پرکاری را می گذراند. او آن قدر خودش را درگیر بازی در فیلم های سینمایی کرده است که فرصت سرخاراندن هم ندارد.خیلی از فیلم سازان و تهیه کننده ها چند ماه پیش از تولید فیلم شان تلاش می کنند تا او را، برای بازی در فیلم جدیدشان جذب کنند. یعنی توی صف می ایستند و زنبیل می گذارند! و منتظر می مانند تا نوبتشان شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«مهرداد فرید» از کسانی است که برنامه ریزی پروژه فیلم جدیدش را، براساس زمان فراغت «رضا عطاران» انجام داد. او زمان ساخت فیلم «از ما بهتران» را چند بار به تاخیر انداخت و آن قدر منتظر ماند، تا فیلم برداری کارهایی که عطاران در آن ها حضور داشت تمام شود.این کارگردان در گفت وگو با خراسان می گوید: «عطاران قبل از ما، با دو سه فیلم دیگر قرارداد داشت. احتمالا فیلم «از ما بهتران» را اول آذر کلید می زنیم. امیدواریم در این تاریخ، عطاران بتواند به گروه ما بپیوندد. چون علت اصلی تاخیر پروژه ما درگیر بودن او، در فیلم های مختلف است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دو فیلم دیگری که رضا عطاران جلوی دوربین آن ها رفته است عبارت اند از «سه درجه تب» به کارگردانی محمدرضا صلاحمند و «بعدازظهر سگی» به کارگردانی مصطفی کیایی. با این حساب او در سه پروژه جدید بازی کرده است. در حال حاضر نیز دو فیلم «آقای هفت رنگ» و «نیش و زنبور» را بر پرده دارد.عطاران در جشنواره سال گذشته هم پرکار بود. او با فیلم های هفت و پنج دقیقه (محمدمهدی عسگرپور)، خروس جنگی (مسعود اطیابی) و تسویه حساب (تهمینه میلانی) به جشنواره آمد که البته این آخری، پشت دیوار توقیف ماند و نمایش داده نشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در پاسخ به این سوال که چرا عطاران به تازگی در حوزه بازیگری سینما این قدر پرکار و فعال شده است، به یک پاسخ ساده و روشن می رسیم. دقیقا به این دلیل که او چند سالی است از تلویزیون فاصله گرفته و دور سریال سازی را، خط کشیده است. بنابراین می تواند با خیال راحت، فعالیت های بازیگری اش را دنبال کند و دغدغه فیلم نامه نویسی و کارگردانی نداشته باشد. او ترجیح می دهد فقط به عنوان یک بازیگر جلوی دوربین پروژه هایی برود که مسئولیت های مختلفش را، دیگران به عهده گرفته اند. این طور می تواند تمام زمان و توانش را صرف نقش های سینمایی کند و دیگر نگران جدال با سیاست های دست و پاگیر سیما و کلنجار رفتن با خط قرمزهای نامشخص و مبهم سریال های تلویزیونی نباشد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 07:31:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=187</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-187.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیمه پنهان دستمزدها</title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;خیلی از این رقم ها واقعی نیست &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«ماه چهره خلیلی» با اشاره به رقم های اعلام شده در تلویزیون درباره دستمزد بازیگرها می گوید: خیلی از این رقم ها واقعی نیست. یک عده می خواهند بازارگرمی کنند به همین خاطر دستمزدشان را بالاتر از آن چه هست جلوه می دهند.وی درباره نحوه انتخاب نقش هایش می گوید: من وقتی نقشی را می پذیرم، اصلا به رقم دستمزدش فکر نمی کنم. بیشتر فیلم نامه و کارگردان را درنظر می گیرم. حتی در خیلی از فیلم ها، حاضر شده ام قرارداد سفید امضا کنم چون آن نقش را دوست داشتم. در سینما، خیلی از بازیگران از دستمزدی که می گیرند گلایه می کنند. من هم می توانم گلایه کنم. اما فکر می کنم انسان همیشه باید شکرگزار خدا باشد. این شکرگزاری به آدم انرژی مثبت می دهد. آدم نان قلبش را می خورد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;هشت میلیون تومان برای ۲۷ جلسه &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«مهران رجبی» از ارائه رقم درآمد و دستمزدش خودداری می کند و می گوید: حقوق و درآمد و دستمزدم را نمی توانم بگویم. اگر بگویم از نظر اخلاقی کار خوبی نیست. اگر هم راستش را نگویم، دروغ گفته ام و بازهم خوب نیست. ما بازیگرها دستمزد ثابتی نداریم. قراردادهای ما، متناسب با میزان نقش و محبوبیت در جامعه بسته می شود. همه این ها را درنظر می گیرند و براساس کارهایی که در پرونده مان داریم، یک قیمتی می گذارند.وی به عنوان نمونه به رقم قراردادش در فیلم اخراجی ها اشاره می کند ومی گوید: من در «اخراجی ها۲» ۲۷ جلسه کار کردم. گفتم ۱۵ میلیون تومان می گیرم. گفتند این فیلم بازیگران زیادی دارد. خیلی ها قبول کرده اند که با یک سوم دستمزد کار کنند. موقع پول دادن مرا راضی کردند که هشت میلیون تومان بگیرم. هیچ بازیگری استخدام جایی نیست. ما ردیف حقوقی به اسم بازیگری نداریم. ممکن است من پنج ماه بی کار باشم و کار نکنم. باید یک نفر از من خوشش بیاید. نمی توانم به یک کارگردان بگویم چرا از من استفاده نمی کنی؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بازیگرهای معروفی داریم که خانه نشین شده اند &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مهران رجبی سپس از بازیگرانی می گوید که به لحاظ مالی، وضعیت مناسبی ندارند. وی ادامه می دهد: برخی از بازیگرها به من زنگ می زنند و می گویند که دنبال کار می گردیم. می گویند چون تو پرکار هستی، ما را هم یکی دو جا معرفی کن. من یک بار به یک کارگردان گفتم، در چهار تا سکانس هم این بازیگر را جا بده، گفت که از بازی اش خوشش نمی آید. خواهش که کردم، راضی شد. آن بازیگر چهار روز کار کرد و یک پولی هم گرفت. بعد ۳۰۰ بار زنگ زد و تشکر کرد.می خواهم بگویم بازیگری شغل مطمئنی نیست. باید خیلی جوهر و سواد داشته باشی، تا به تو کار پیشنهاد شود. الان بازیگرهای معروفی داریم که هفت ماه است که خانه نشین هستند و کار نکرده اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;تعداد ستاره های گران قیمت محدود است &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«فخرالدین صدیق شریف» بازیگر فیلم های «اخراجی ها»، «ابراهیم خلیل ا...» و سریال «در چشم باد»  در این باره می گوید: در سرزمین ما، رسانه های خودمان اعلام می کنند که یک مربی فوتبال برای یک دوره مربی گری، یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان پول می گیرد. در این شرایط نمی دانم چرا دستمزد میلیونی ستاره ها این قدر سر و صدا به پا کرده است؟ باید به این نکته توجه داشت که ستاره ها، بازیگرانی خاص هستند. تعداد آن ها خیلی محدود است و این رقم های هنگفت شامل حال همه نمی شود. همان ها هم خیلی وقت ها این دستمزدهای بالا را نمی گیرند و فقط انگ دستمزد بالا، برایشان باقی می ماند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 10:09:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;گفت و گو با حدیث میرامینی بازیگر مجموعه تلویزیونی «دل نوازان»&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;روشنک فضول نیست&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=5 alt=&quot;&quot; vspace=5 align=baseline src=&quot;http://media.iribtv.ir/Images/MediaProduction/mpc20090302122817/smpc20090302123154/resized/ic20090609113151.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متولد ۶۷ است و هم اکنون، در مقطع کارشناسی رشته نمایش تحصیل می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در سریال «گل های گرمسیری» نقش دختری مرفه به نام «ضحی» را بازی می کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از آن برای نقش مریم سریال «شب می گذرد» و شایسته سریال «گیلعاد» انتخاب شد. از دیگر کارهای این بازیگر می توان فیلم «شب حورا» (شهاب ملت خواه) و سریال قصیده شب بارانی (علی سبزواری) را نام برد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این روزها بینندگان تلویزیونی او را با نقش «روشنک» می شناسند، شخصیتی که یکی از مهره های تعیین کننده داستان «دل نوازان» محسوب می شود. به بهانه پخش این سریال به سراغش رفتیم و دقایقی با او هم کلام شدیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;* چطور شد که به گروه «دل نوازان» پیوستی؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;* * وقتی من به این سریال دعوت شدم، خلاصه داستان تا قسمت سی ام نوشته شده بود. پیش از این با آقای سهیلی زاده در سریال  «گیلعاد» همکاری کرده بودم. وقتی درباره نقش «روشنک» با ایشان صحبت کردم فهمیدم که نقش خیلی جذابی است. موقعیتی برایم به وجود آمد تا بتوانم نقش متفاوتی بازی کنم. پس از آن، در دورخوانی های زمان پیش تولید شرکت کردم. رابطه بچه های گروه ما با هم خیلی صمیمی بود. من، تهیه کننده، بازیگران و عوامل با هم مثل یک خانواده بودیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;* برداشت خودت از نقش «روشنک» چیست؟  &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;** روشنک در سال ۸۸ زندگی می کند. مغرور و تا حدودی لجباز است. اصلا فضول نیست! خیلی دختر باصداقتی است. یک کم شیطنت دارد. فعال و با اراده هم هست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;* این ها که همه اش شد صفت های مثبت. ویژگی منفی روشنک چیست؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;** همین غرور جزو صفت های منفی اش است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;* یعنی برداشت تو این است که غرور روشنک، بیش از حد و افراطی است؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;** من فکر می کردم نه. اما الان که واکنش های بینندگان را می بینم، می فهمم غرورش بیش از حد است. حتی مادر من هم به این موضوع اعتراض داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;* واکنش مردم کوچه و خیابان نسبت به تو چطور است؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 10:50:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;تشبيه يك انسان به «سگ» در فیلم زندگی شیرین&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;پيام اصلي فيلم انسانيت و وفاداري است&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://fazli.persiangig.com/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%8A%D9%86.jpg&quot; align=left vspace=5 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در سكانسي كه &quot;بهاره افشاري&quot;، جواد رضويان را گروگان گرفته يكي از آن لحظات زننده و تاسف بار فيلم شكل مي گيرد. برادر زن امير زنجيري شبيه به قلاده سگ بر گردن او آويزان كرده و يك سر زنجير را در دست خودش گرفته و به او مي گويد: «يادته مي گفتي سگتم؟ مي خوام يه كاري كنم تا آخر عمر جلوي پام پارس كني»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تشبيه يك انسان به «سگ» از آن مواردي است كه تا به حال مشابهش را در فيلم هايمان نداشته ايم. يعني تصورش را بكنيد كه اين همه تماشاگر كلي پول خرج كرده اند و وقت گذاشته اند تا يك فيلم خوب ببينند. بعد زماني كه با چنين صحنه اي روبرو مي شوند چه حالي بهشان دست مي دهد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;توجه به صحبت هاي كارگردان هم خالي از لطف نيست. او مي گويد: پيام اصلي من در اين فيلم توجه به صراحت، راستي، انسانيت، وفاداري و گذشت است.«زندگي شيرين» با تفكر ساخته شده است اما تمام تفكرات فيلم و پيام‌هايي كه مخاطب بايد آنها را درك كند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;تصوير آدم هاي كند ذهن و بدبخت و فلك زده&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; نقش بازيگران زن را «بهنوش بختیاری» و «بهاره افشاری» بازي مي كنند. تصوير زن در اين گونه فيلمفارسي ها يك آدم كودن كند زن و يك موجود بدبخت و فلك زده است. زن هاي غير واقعي اين فيلم ها هيچ هويتي از خودشان ندارند و زن هاي ترشيده اي هستند كه مي خواهند خودشان را به يك مرد در ظاهر موفق تحميل كنند. مثلا «بهنوش بختياري» كه در اين فيلم يك «بازيگر زن» است، به زور سوار ماشين «امير»‌ مي شود و به او اظهار علاقه مي كند. «امير» هم از اين زن اين قدر متنفر است كه او را به زور پياده مي كند. شبيه اين نقش را در فيلم «دلداده» هم ديده ايم. آن جا هم يك دختر ترشيده به نام «آهو» با بازي «سحر زكريا» داشت كه همه مسخره اش مي كردند. (‌يادآوري: وقتي يك نفر او را غزال صدا مي زد، جواب مي داد &quot;حیوون، حیوونه دیگه. چه فرقی می‌کنه؟&quot;)‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فيلم «زندگي شيرين» از اين دست ديالوگ هاي تحقير آميز زياد دارد كه اشاره به همه آن هادر اين جا امكان پذير نيست. مثلا به آن صحنه توجه كنيد كه يك زن با چوب بالاي سر جواد رضويان مي ايستد و با حالتي التماس گونه مي گويد:‌ «يا همين امروز مي بري عقدم مي كني يا همين جا هلاكت مي كنم.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 19:25:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;بالاتر از توهم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;درباره حامد بهداد و رفتارهاي عجيب و غريبش&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ديگر به واكنش هاي بازيگري به نام &quot;حامد بهداد&quot;‌ عادت كرديم. به اين كه در مصاحبه هايش مدام از نقش آفريني هاي خودش تعريف كند و به يادمان بياورد كه بازيگري يكه و بي نظير است. به اين كه نظر منتقدان را به تمسخر بگيرد و بگويد كسي حق ندارد درباره بازي اش اظهار نظر كند. به اين كه خودش را با بازيگران بزرگي چون «مارلون براندو» مقايسه كند و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به همين خاطر است كه وقتي چند ماه پيش وسط مصاحبه مطبوعاتي اش يك دفعه روي ميز پريد و چرخيد تا انعطاف بدني اش را نشان بدهد،‌ خيلي تعجب نكرديم. چون به اين كارهايش عادت كرده ايم. همين طور كه به نقش هاي كليشه اي و نخ نمايش در قالب يك جوان عصبي و روان پريش عادت كرده ايم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                 &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 546px; HEIGHT: 412px&quot; height=506 alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/5FUP9398.JPG&quot; width=566 align=baseline vspace=5 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بهداد هميشه به خاطر همين كارهاي عجيب و غريبش همواره خبر ساز بوده است. مثل همين حالا كه درگيري لفظي اش با منتقدان به سوژه مطبوعات و سايت هاي سينمايي بدل شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او در آخرين اظهار نظرش درباره &quot;انتقادهاي منتقدان كهنه كار از بازي اش&quot; گفته: اين ناملايمات كاملا مغرضانه به دليل سوءتغذیه و کهولت سن است که فسفرهای مغز را کاهش می‌دهد و از بین می‌برد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حرف هاي بهداد را مي شنوي ياد آن پادشاهي مي افتي كه هميشه مي گفت:‌خودمان از خودمان خوشمان آمد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او همواره بخشي از مصاحبه هايش را به تعريف و تمجيد از خودش اختصاص مي دهد و يادآوري مي كند كه جزو استثناهاي بازيگري است. به عنوان مثال به اين جملات توجه كنيد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;بگذاريد خودم از خودم تعريف كنم&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامي كه خبرنگار خانواده سبز از او مي پرسد:‌&quot;‌اين اعتماد به نفس يا غروري كه داري از كجا ناشي مي‌شه؟&quot;‌ مي گويد:‌ معتقدم اين تعريف رو خودم بايد كنم نه ديگران. همه جا بر عكسه. مي‌گن بگذاريد ديگران از شما تعريف كنن، خودت تعريف نكن. اما من مي‌گم نه! لطف كنين، ديگران از من تعريف نكنن، بگذاريد خودم از خودم تعريف كنم. چرا؟! چون من وكيل كار خودم هستم، چون خودم بهتر بلدم از كار خودم دفاع كنم، شما ادله دفاع از كار منو نداري، شما نمي‌دوني چرا من بازيگر خوبيم، چرا بازيگر بديم، اما خودم مي‌دونم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;من جزو استثناها هستم&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فکر می‌کنم همه بدانند من کی هستم؛ من جزو استثناها هستم؛ وقتی یک کارگردان میزانسنش را با من هماهنگ می‌کند، وقتی فیلم برداری برای انتخاب کادرش با من مشورت می‌کند، وقتی صدابردار از من هم فکری می‌گیرد. (همشهری جوان/ شماره 198)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;خاک انداز جلویت بگیرند بهتر حس می گیری&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فیلمی بازی کردم که بازیگر مقابلم یکی از معروف ترین بازیگران سینمای ایران بود. خدا را شکر جور نشد که جلوی من بایستد، چون اگر می ایستاد به جمع اعلام می کردم لطف کنید ایشان اینجا نباشد. بعضی وقت ها یک خاک انداز جلویت بگیرند بهتر حس می گیری تا بعضی از بازیگران. (‌گفتگو با روزنامه شرق) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;این تشویق به من چسبید&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حمید فرخ نژاد برای من بهترینه .یک روز با حمید فرخ نژاد رفتیم خانه سینما ،به من گفت بهترین بازیگر نسل جوون.گفتم وخودت .فرخ نژاد از بهترین بازیگرای این مملکته ،آی این تشویق به من چسبید آی خوشحال شدم آی کیف کردم . (‌گفتگو با نسيم)‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*‌حالا دوسه کار بد تو کار نامه من هست ،مگه تو کار نامه آل پاچینو ورابرت دنیرو نیست؟! (‌گفتگو با نسيم)‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;هم اسمم قشنگه هم فاميلم&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اسم و فاميلم به شهرتم كمك كرده. چون هم اسمم قشنگ و خوشگله هم فاميلم. يعني حامد بهداد. ( گفتگو با برنامه تلويزيوني صندلي داغ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;5 ميليون تماشاگر را به سينما مي كشانم&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;* من هم بازي در مجموعه &quot; يك مشت پر عقاب&quot; را قبول كردم تا مخاطب را با خودم همراه كنم و مطمئن هستم به واسطه حضورم در اين سريال حداقل 5 ميليون تماشاگر را براي فيلم هايم كه سال آينده اكران خواهد شد به سينما مي كشانم.&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;من بد&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;نمي‌شوم&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*‌ آدمي نيستم كه از واكنش بترسم. چون من وقتي واكنش بدي ببينم، غيرتي و ديوانه مي‌شوم. كافي است 4-3 تا فحش بشنوم و به ام بربخورد. تازه بازي من شروع مي‌شود. من بد نمي‌شوم!(گفتگو با همشهری جوان)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 11:53:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;گفتگو با علیرضا محمودی ایران مهر، نویسنده فیلم نامه «دلخون»&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;ترجيح مي دهم داستان نويس باشم تا فيلمنامه نويس&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://tinypic.info/files/ar0olw7t62p37owpqn9v.jpg&quot; align=right vspace=5 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«علیرضا محمودی ایران مهر» متولد ۱۳۵۳ در مشهد است. فعالیت ادبی اش را از سال ۶۹ با داستان کوتاه، نمایش نامه، فیلم نامه تلویزیونی ونقد ادبی آغاز کرد. سال ۸۴ و ۸۵ دو کتاب مستقل به نام های «بیا بریم خوشگذرونی» و «سفر با گردباد» (تحلیل هرمنوتیک اشعار صائب تبریزی) از او منتشر شد. کسب رتبه نخست مسابقه داستان نویسی «بهرام صادقی» و رتبه نخست نویسندگی نمایش نامه های رادیویی در سال ۸۳ از جمله موفقیت های این نویسنده است. دلخون (محمدرضا رحمانی) اولین تجربه جدی علیرضا محمودی ایران مهر، در حوزه فیلم نامه نویسی فیلم بلند محسوب می شود. فیلمی که در جشنواره فیلم فجر سال گذشته، سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش فیلم های اول و دوم را دریافت کرد و بیشتر به سبب ایده جذاب داستانش (قاتل محکوم به اعدامی که می خواهد قلبش را اهدا کند) مورد توجه قرار گرفت. به بهانه اکران فیلم «دلخون» پای صحبت این نویسنده و فیلم نامه نویس مشهدی نشستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;* شما در طول این سال ها، دنیای داستان نویسی و فیلم نامه نویسی را تجربه کرده اید. بین این دو فضا چه شباهت ها و تفاوت هایی می بینید؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;** داستان و فیلم نامه دو دنیای کاملا مجزا دارند. تنها شباهت شان این است که هر دو نوشته می شوند. غیر از این شباهتی ندارند. مهم ترین تفاوت شان نیز در کنش است. فیلم نامه بر خلاف داستان، بر مبنای کنش و حرکت شکل می گیرد. اما فیلم نامه متنی است که تجلی آن توسط کارگردان اتفاق می افتد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دنياي داستان براي من يك دنياي بسيار بزرگ و ارزشمند است كه تمام زندگي و عشقم در آن خلاصه مي شود. فيلمنامه را هم بيش از ده سال است كه تجربه مي كنم اما برايم آن جذابيت داستان را نداشته. آن انسي را كه با داستان دارم، برايم به وجود نمي آورد. البته دوستش دارم و در كنار داستان كار فيلمنامه نويسي هم انجام مي دهم. اما ترجيح مي دهم داستان نويس باشم تا فيلمنامه نويس.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;* به تازگی شاهد همکاری چند تن از داستان نویسان هم چون شما، با پروژه های سینمایی و تلویزیونی به عنوان فیلم نامه نویس هستیم. این اتفاق را چگونه ارزیابی می کنید؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;** اتفاق خیلی خوبی است. همه می دانند که ضعف عمده سینمای ایران فیلم نامه نویسی است. داستان نویسان برای تقویت این بخش توانمندی های زیادی دارند. اما به دلایل مختلف در این سال ها زمینه همکاری شان با سینما به وجود نیامده است. سینما از سازوکارهای خودش بهره می برد و پذیرفتن نگاه ادبی برای سینماگران دشوار بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* خط روایی فیلم نامه «دلخون» در چند محور با فیلم های دیگر مشابهت دارد. مثلا موضوع اهدای عضو را پیش تر در فیلم «بودن یا نبودن» کیانوش عیاری دیده ایم و هم چنین فیلم «شهر زیبا»ی اصغر فرهادی به مضمون انتقام و بخشش و قصاص پرداخته است. با این مضامین تکراری چگونه کنار آمدید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 08:23:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;پنج فیلم در میدان اکران عید فطر حضور دارد که از این میان، سه اثر می تواند سرنوشت خانه های بالای جدول فروش سال ۸۸ را تعیین کند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;گیشه ها هم عید دارند&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 528px; HEIGHT: 264px&quot; height=320 alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://i29.tinypic.com/b6yrlg.jpg&quot; width=270 align=baseline vspace=5 border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-LEFT: 20px; LINE-HEIGHT: 1.5; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P&gt;سینماداران و تهیه کنندگان، عید سعید فطر را هم به سبب عید بودنش جشن می گیرند و هم به دلیل رونق و شور و حرارتی که پس از این روز مبارک نصیب سینماها می شود. تجربه نشان داده است که همه ساله بیشتر فیلم های اکران عید فطر، دست پر از بازار اکران برمی گردند و در ردیف پرفروش ترین های سال قرار می گیرند. امسال نیز پنج فیلم در این میدان حضور دارد که از این میان، سه اثر می تواند سرنوشت خانه های بالای جدول فروش سال ۸۸ را تعیین کند. «بی پولی»، «دو خواهر» و «زندگی شیرین» سه فیلمی است که پیش بینی می شود مخاطب زیادی جذب کنند و از همین حالا، تهیه کنندگان این آثار از موفقیت احتمالی فیلم هایشان خوشحال هستند. در کنار این آ ثار، فیلم های «تردید» و «یک وجب از آسمان» هم قرار است از حیثیت فیلم های فرهنگی دفاع کنند.اکران عید فطر امسال ترکیب متنوعی از گونه های کمدی، اجتماعی و کودک و نوجوان است که پس از پایان یافتن آن، می توان با تحلیل فروش فیلم ها، وزن هر کدام از گونه ها را در موقعیت کنونی تعیین کرد.پس از پایان نمایش این پنج فیلم، فیلم های «نیش و زنبور» ساخته حمیدرضا صلاحمند، «کتاب قانون» مازیار میری، «آقای هفت رنگ» شهرام شاه حسینی و   «محاکمه در خیابان» ساخته مسعود کیمیایی اکران خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;«بی پولی»، یک کمدی آبرومندانه و ارزشمند &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;«بی پولی» یک رقیب سرسخت برای فیلم هایی است که می خواهند خانه های بالای جدول اکران ۸۸ را، تصاحب کنند. گفته شده حمید نعمت ا ...فیلم جدیدش را بر پایه یکی از دیالوگ های فیلم قبلی اش «بوتیک» ساخته است. آن جا که «اتی»- با بازی گلشیفته فراهانی- می گوید: «پول خوشبختی نمیاره ولی بی پولی حتما بدبختی میاره».داستان فیلم درباره زوج جوانی است که درگیر یک دوره بیکاری و بی پولی می شوند و سعی می کنند مشکلات را برطرف کنند. اما تلاش آن ها مشکلات را پیچیده تر می کند. البته این بی پولی خیلی موقت و زودگذر است و برای زوجی اتفاق می افتد که پیش از این، مال و اموال زیادی داشته اند.از نکات کنجکاوی برانگیز فیلم «بی پولی» می توان به بازیگران و پیشینه کارگردان آن اشاره کرد.«بی پولی» در جشنواره فجر سال گذشته یکی از فیلم های موفق بود که سیمرغ نقش اول زن را برای « لیلا حاتمی» به ارمغان آورد. تجربه فیلم «بوتیک» نشان می دهد که نعمت ا...در انتخاب بازیگران و بازی گرفتن از ستاره های سرشناس، مهارت خاصی دارد.هنوز هم خیلی ها معتقدند «محمدرضا گلزار» بهترین بازی اش را، در فیلم «بوتیک» ارائه داده است. البته در برابر یک فیلم نامه محکم و جزئی نگر بد بازی کردن سخت ترین کاری است که یک بازیگر می تواند انجام دهد! این نکته ای است که لیلا حاتمی نیز به آن اشاره می کند.لیلا حاتمی چندی پیش درباره راز موفقیتش در فیلم گفت: &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 07:50:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-173.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=rtl&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;TABLE dir=rtl border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 width=529 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;نام رشته&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;علوم ارتباطات اجتماعي -روزنامه نگاري&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;رتبه در انتخاب&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;نام واحد انتخابي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;تهران مركزي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;7&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;TABLE dir=rtl border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;نمره كل&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;6309&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;حد نصاب&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;4000&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;توضيحات&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;نمره آخرين نفر انتخاب اول&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;5991&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;رتبه آخرين نفر انتخاب اول&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;20&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;قبول&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;TABLE dir=rtl border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;نتيجه كلي آزمون&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;قبول درانتخاب اول&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;واحد قبولي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD noWrap&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;تهران مركزي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;بيشتر برايم حالت يك جور رفع تكليف را پيدا كرده بود. بيشتر از آن كه بخواهد لذت بخش باشد. بخش غم انگيز ماجرا اين است كه خودت احساس مي كني حافظه ات و حوصله ات سال به سال كمتر مي شود و اين تو را نگران مي كند. نگران از اين كه اگر امسال به آن چيزي كه مي خواهي نرسي،‌ممكن است ديگر هيچ وقت نرسي. مخصوصا با اين عمر زودگذر و ساعت هايي كه انگار عقربه هاي ساعت شمارشان با سرعت ثانيه شمار مي چرخند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;ولي بالاخره شد آن چه بايد مي شد. شايد عجيب ترين كار كل زندگي ام بود.  اين كه بخواهم مدرك مهندسي عمران را كه گرفتنش به يك شكنجه خود خواسته شبيه بود كنار بگذارم و بروم به سراغ رشته بي ربطي به نام روزنامه نگاري و ارتباطات اجتماعي.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;يعني اين كه  از دنياي پيچش و نمودار خمش و مقاومت خاك و استاتيك و تحليل سازه و زمان گيرش سيمان و بتن يك دفعه پرتاب بشوي به دنياي نظريه هاي ارتباطي و مكتب فرانكفورت و اقناع و جامعه توده وار و مك لوهان و ليد و تيتر و هرم وارونه. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;از عمران بدم نمي آمد. اما عاشقش هم نبودم. اما اين يكي فرق مي كند. سينما را به عنوان يك رسانه دوست داشتم.به خاطراين كه بفهمم چرا و چگونه يك فيلم مي تواند روح و روان مخاطبش را تسخير كند و يك فيلم ديگر نمي تواند. مشكل كار مطبوعاتي همين است. يك ويروسي دارد كه بعضا تا آخر عمر گرفتارت مي كند. خيلي از دوستانم بوده اند كه مي خواسته اند براي مدت كوتاهي خبرنگاري را تجربه كنند؛‌ اما آن چنان در دامش اسير شده اند كه تبديل به شغل ثابت و دائمي شان شده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;به هر حال ... به قول علي حاتمي در دلشدگان:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;وقتی هوای شهرت،مطلوب نیست، داشتن خانه ای که دلتنگ حصارش نشی نعمته و ما شاکر به این نعمتیم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 19:56:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=173</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-173.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;B&gt;تلخ و شیرین شهرت به روایت بازیگران&lt;/B&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;بازیگران، نظرهای متفاوتی درباره «دنیای شهرت» دارند. برخی به صراحت اعتراف می كنند كه دوستش دارند و برخی آن را آزار دهنده می دانند. مرور گفته های چند ستاره بیانگر آن است كه همه آن ها درباره شهرت یك جور فكر نمی كنند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;رابرت رد فورد: &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;اگر یک ماه جای من بودید، می كردیدش دو هفته. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;مریل استریپ: &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;اگر لباس هایت را خودت اتو كنی،  شهرت خرابت نمی كند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;جولی كریستی:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;این همه تملق سازمان یافته،  واقعا ویران كننده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;كلینت ایستوود:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;ظاهرا استعداد لذت بردن از شهرت را ندارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;بهرام رادان:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;هركسی كه بگوید شهرت را دوست ندارم، دروغ می گوید، همه دوست دارند پیش اطرافیانشان به یك خصلت معروف باشند، شهرت دوست داشتنی است، اما هر امر دوست داشتنی یك سری محدودیت هم با خود به همراه دارد، شهرت باعث می شود، راحت نباشی، حصار خصوصی زندگی را كوچك  و كوچك تر می كند، تا می رسد به ابعاد خانه ای كه در آن زندگی می كند و چند تا دوست به تعداد انگشتان دست ... اگرچه این عوامل بستگی به سرشت و ظرفیت آدم ها دارد كه چه قدر بتوانند شهرت را هضم كنند، من دوستش دارم، اگر هم محدودیتی دارد، من راضی ام و با همه مشکلاتش كنار می آیم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;بیژن امكانیان: &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;آقایی به من گفت: «شما با شهرتی که داری هنوز ماشینت مال ۱۲ سال پیشه، اما من دوستی دارم که مغازه کوچکی داره، بیا و ببین چه ماشینی سوار می شه!» (با خنده). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;همیشه مردم فکر می کنند شهرت مترادف با ثروت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;مصطفی زمانی:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;داشتن ظرفیت شهرت كار هر كسی نیست. برای همین است كه آدم های بزرگ انگشت شمارند. شهرت برای پیشرفت خوب است اما زندگی با شهرت كار ساده ای نیست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;نوشتن درباره زندگی خصوصی یک بازیگر که تازه پایش را به این وادی گذاشته است چه واقعیت داشته و چه نداشته باشد، تجاوز به حریم خصوصی اوست. اگر این اتفاق ها نشانه شهرت است یا شهرت می آورد، من نه می پسندم و نه می گذارم به این نوع شهرت برسم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;هنگامه قاضیانی: &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;آقای عزت ا... انتظامی همان اوایل حضورم از من پرسیدند که عاشق بازیگری هستی یا دنبال شهرتی و دوست داری که فقط همین طور کار کنی و بروی جلو. من در پاسخ ایشان گفتم: من جنون این کار را دارم، چون سال هاست برایش صبر کرده ام. یعنی خیلی سال ها خواستم این کار را بکنم ولی باز صبر کردم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;فاطمه معتمد آریا: &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;هنگامی كه پس از ۹ ماه دوری به ایران بازگشتم، می خواستم با همه روح و روانم احساس كنم كه در وطن خودم هستم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;هر روز در خیابان ها پیاده راه می رفتم تا باور كنم كه در ایران هستم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;مردم با هیجان مرا بغل می كردند، گریه می كردند و فقط یك جمله به من می گفتند: «خیلی ممنونیم كه برگشتی!» این باعث شد كه من فكر رفتن از ایران را برای همیشه از ذهنم پاک كنم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;هیچ جای دنیا با من به عنوان یک هنرمند این طور برخورد نمی كنند. من به عاطفه و انتقاد مردم عادت كرده ام. حتی بقال سر كوچه هم از من تشكر می كرد و احساس می كردم بار مسئولیت سنگینی را بر عهده دارم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;اكبر عبدی:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;لذت ها و آزارهای شهرت برای من، در شرایط كنونی یكی است. به همان اندازه خوب است كه به همان اندازه بد است. مشكلاتی دارد كه نمی خواهم به آن اشاره كنم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;ترانه علیدوستی: &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;  من بازیگر خیلی مشهوری نیستم. شما جشنواره ها را نگاه نكنید كه مردم و خبرنگاران دور من جمع می شوند. این جا همه سینمایی هستند و مرا می شناسند. در مواقع دیگر این طور نیست. من راحت در خیابان راه می روم و خیلی ها هم مرا نمی شناسند. بنابراین شهرت،  برای من آزار دهنده نیست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;هریسون فورد: &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;اصلا فكر نمی كردم این همه متملق و چاپلوس سر راهم سبز شود. فقط می خواستم با بازی در یک مجموعه تلویزیونی، خرج زندگی ام را در بیاورم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 06:17:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://filmneggar.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;فیلم من نه بدآموزی داشت و  نه مردم را سر کار گذاشت&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;* بعضي ها روي روسری بازيگران زن شال مي اندازند تا پخش تلویزیونی شان تضمین شود&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;گفت وگو با کارگردان فیلم «امشب شب مهتابه»&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://i38.tinypic.com/uvmdf.jpg&quot; vspace=5 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«محمد هادی کریمی» حساسیت و تعصب زیادی روی فیلم آخرش دارد. این وسواس را می توان از روی مصاحبه هایی که با او صورت می گیرد، فهمید. به مصاحبه شفاهی رضایت نمی دهد و پیشنهاد می کند که سوالات را، به صورت مکتوب پاسخ دهد. بعد از کمی درد دل از مطبوعاتی که حرف هایش را اشتباه منتقل کرده اند، برای گفت وگوی تلفنی وقت می دهد. البته شرط می گذارد که متن مصاحبه را قبل از چاپ ببیند. نتیجه نهایی مصاحبه می شود متنی که برخی جملات داغ و حساسش، حذف شده است. هنگامی که از برخی نقدهای نوشته شده درباره فیلم «امشب شب مهتابه» می پرسم، کریمی از من می خواهد که سوال های جهت دار نپرسم و به قول خودش فرمان را سمت جاده خاکی نچرخانم. او می گوید: شما اصلا به این نکته فکر نمی کنید که فیلم من بدآموزی نداشته و مردم را سر کار نگذاشته است. کریمی گلایه دارد از این که چرا در برخی از نقدها، از شکل مو و قیافه بازیگرانش اشکال گرفته اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«امشب شب مهتابه» پس از «غیرمنتظره»، دومین فیلم کریمی در مقام کارگردان است. او فعالیتش را در سینما با نقدنویسی آغاز کرد و پس از آن با نوشتن فیلم نامه های «دختران انتظار»، «سیب سرخ حوا»، «ساغر»، «رخساره»، «انعکاس»، «شمعی در باد» ، «رستگاری در هشت و بیست دقیقه»، «مارال» و...، خودش را به عنوان یک فیلم نامه نویس پرکار به سینمای ایران معرفی کرد. گفت وگوی ما با «محمدرضا کریمی» به بهانه اکران دومین فیلمش «امشب شب مهتابه» انجام شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;* با توجه به ذهنیتی كه از مخاطبان فیلم تان داشتید، در حال حاضر تا چه اندازه از فروش فیلم «امشب شب مهتابه» راضی هستید؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;** فیلم من در شرایط طبیعی اكران نشد. در نتیجه هرگونه اظهار نظری، درباره فروش فیلم نمی تواند درست باشد. وقتی می توانیم فروش را تحلیل كنیم كه هیچ گونه نا آرامی وجود نداشته باشد و خانواده ها، برای رفتن به سینما از لحاظ امنیتی دچار مشكل نباشند و تردد در خیابان ها آسوده صورت گیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در چند هفته اخیر سیاست به قدری در همه جا خودش را نشان داد كه صحبت از ورزش و سینما، امر درجه دوم شده بود. فیلم «امشب شب مهتابه» یك ملودرام خانوادگی است و برای طیف خاصی از مخاطب عام ساخته شده است. سه هفته از اكران فیلم در ناآرامی گذشت و پس از آن فیلم با هشت سالن سینما به كارش ادامه داد. در حال حاضر فروش فیلم در تهران و شهرستان ها از مرز ۴۰۰ میلیون تومان گذشته كه رقم چشمگیری است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT size=2&gt;* حوادث سیاسی و اجتماعی در درازمدت، تا چه اندازه می تواند بر وضعیت سینمای ایران تاثیرگذار باشد؟&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2009 08:24:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=filmneggar&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>filmneggar</dc:creator>
<guid>http://filmneggar.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
