تبليغاتX
فيلم نگار -

هنگامه قاضیانی :

در جشنواره رقیب سر سختی نداشتم

سیمرغ حق من بود نه گلشیفته فراهانی

گزارشي از جلسه تقدیر از هنگامه قاضیانی در مشهد


«هنگامه قاضياني» در مراسمي كه با هدف تقدير از وي در مشهد برگزار شده بود، صحبت هايش را اين گونه آغاز كرد: «جايزه اي را كه از دست دانشجويان همشهري ام مي گيرم، متفاوت ترين جايزه ام مي دانم. فكر مي كنم اگر اهل تهران بودم، تهراني ها برايم مراسم بزرگداشت نمي گرفتند. به مشهدي بودن خودم افتخار مي كنم و خيلي خوشحال و هيجان زده ام كه بين همشهريان عزيزم هستم.»

برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن جشنواره بيست و ششم در اين نشست صميمانه با دانشجويان دانشكده فني و مهندسي دانشگاه آزاد اسلامي مشهد، از خاطراتش در شهر مشهد گفت و اين كه چگونه مسير سيمرغ را پله پله طي كرده است. آن چه از نظرتان مي گذرد چكيده اي است از پرسش ها و پاسخ هاي مطرح شده در اين جلسه. هنگامه قاضياني با نخستين فيلمي كه در آن نقش اول را بازي كرد -«به همين سادگي»-، نخستين سيمرغ بازيگري اش را دريافت كرد.

" با توجه به اين كه ما در زمينه سينماي جشنواره اي يك دوره ركود را پشت سر گذاشتيم، موفقيت فيلم «به همين سادگي» در جشنواره مسكو، خبر خوشحال كننده اي بود. شما به عنوان بازيگري كه به تازگي از اين جشنواره بازگشته ايد، از حال و هواي آن جا و نحوه برخورد داوران با فيلم بگوييد.

"" من فكر مي كردم با توجه به شرايط سياسي و فرهنگي ايران، اين فيلم در هيچ جشنواره خارجي پذيرفته نشود. معمولا در جشنواره ها از كارگردان ها دعوت مي شود. البته من به عنوان بازيگر به اين جشنواره دعوت شدم. از اين رو احساس خوشايندي داشتم، نه اين كه خارجي ها آدم هاي خيلي مهمي باشند. پس از سال ها دوري از بازيگري در سينما، نگاه هاي از بيرون، برايم جذاب بود. جشنواره مسكو، يكي از جشنواره هاي معتبر است كه بيش از نيم قرن قدمت دارد.

اين جشنواره پنج جايزه داشت كه ما در سي امين دوره اين جشنواره، جايزه بهترين فيلم را كسب كرديم. براي فيلم «به همين سادگي»، زيرنويس فارسي تهيه كرده بودند و استقبال بي نهايت خوشايند بود. پس از اين كه برگشتيم، فهميديم اين فيلم در شش جشنواره خارجي ديگر پذيرفته شده است. من شنيدم كه اين فيلم در جشنواره كن چون نگاه اسلامي داشته، پذيرفته نشده است. اين نكته نااميدكننده اي است. چون ما به اديان ديگر احترام مي گذاريم و به يك بودايي يا مسيحي اجازه مي دهيم، فيلمش را بسازد. به نظر من اگر قرار است يك فيلم ايراني به خاطر چادر و نماز و قرآن در جشنواره اي پذيرفته نشود، همان بهتر كه در اين گونه رويدادها حضور نداشته باشد.

به هر حال من خوشحالم كه كشور باتمدني مثل روسيه، به يك فيلم ايراني جايزه داد و ما در حافظه تاريخ روسيه ثبت شديم. خانم «اولمان» كه بازيگر فيلم هاي برگمان است، در هيئت داوران از اين كه يك زن باحجاب توجه همه را جلب كرده است، قدرداني كرد. البته در فيلم، فقط قاب حجاب را نداشتيم. قاب شخصيتي هم بسته شده بود و همه چيز، محدود به يك روز مشخص مي شد.

" در درام فيلم «به همين سادگي» يك خانواده در حال فروپاشي تصوير شده است. مشكل «طاهره» چيست؛ چرا نمي تواند با همسر و فرزندانش ارتباط برقرار كند؟

"" مشكل «طاهره» پيچيده نيست چون متعلق به عصر ماست و مختص «طاهره» نيست. مربوط به زماني است كه رايانه حرف نخست را مي زند. ما در اين قصه اوج و فرود دراماتيك نداشتيم. به همين سبب به اتفاقات دروني آدم ها پرداختيم. بچه ها حق دارند به زندگي شخصي شان بپردازند، به شرطي كه به نظام خانواده لطمه نزنند. دلگيري «طاهره» يك بغض فروخفته است. ما بايد ياد بگيريم كه حرف هايمان را، از هم پنهان نكنيم. خانواده بايد كانوني باشد كه بتوانيم در آن حرف خود را بزنيم. آن وقت بغضي شكسته نمي شود و خانواده اي فرونمي پاشد. من با طلاق مخالف نيستم. در قرآن آيه اي در اين رابطه داريم كه طلاق راه گريزي است كه خدا قرار داده است. اما اين طلاق وقتي است كه تحمل زن و مرد تمام مي شود. اگر اختلافات كوچك معيار عمل قرار گيرد، همه زندگي ها بايد از هم بپاشد. «طاهره» به يك بحران سني دچار شده است و دليلي براي رفتن ازخانه ندارد.

" به نظر شما راه حل خروج از اين بحران سني چيست؟

"" من از نصيحت بدم مي آيد. نمي توانم نسخه بپيچم كه در ميانسالي چه كنيد تا دچار اين بحران نشويد. فقط مي دانم آدم هايي كه با آرزوهايشان زندگي مي كنند و جسارت بيشتري براي اين ريسك دارند، كمتر دچار اين بحران مي شوند.

" استقبال مردم از فيلم ها را چقدر رضايت بخش مي دانيد؟

"" در حال حاضر بيشتر مردم، به سينما مي روند كه وقتشان را بگذرانند. ديگر فيلم هاي درخشان و ارزشمندي چون «مسافران»، «باشو غريبه كوچك»، «سگ كشي»، «ناصرالدين شاه آكتور سينما»، «يك بار براي هميشه» و... نزد مردم خريداري ندارد. من با خانم دكتري مواجه شدم كه مي گفت: «كلاغ پر فيلم خوبي است اما «به همين سادگي» فيلمي است كه خانمي مدام بادمجان سرخ مي كند.» پس ما يك مشكل فرهنگي داريم كه مخاطبان مان بي حوصله شده اند. وقتي ما حوصله فيلم هاي عميق را نداشته باشيم، نمي توانيم ايراد بگيريم كه چرا فيلم هايي نظير «هامون» و «سگ كشي» ديگر ساخته نمي شود. ما روي زمين زندگي مي كنيم و سينما و تئاتر و كتاب، بخشي از زندگي زميني ما را تشكيل مي دهد. ما نبايد در برابر اتفاقات زندگي مان بي تفاوت باشيم، چون مسائل فرهنگي و سياسي ما با بي حوصلگي حل نمي شود.

الان همه مي گويند سينما نرويم چون به زودي «سي دي» و «دي وي دي»اش مي آيد. من به شما حق مي دهم كه از سينما دوري كنيد. چون اين سال ها ذائقه سينما تغيير كرده و شما را به تماشاگري كه در خانه فيلم ببيند، عادت داده است. به هر حال از شما مي خواهم دعا كنيد كه اين سينما، دوباره جان بگيرد و از اين رخوت دربيايد.

" درباره شباهت ها و تفاوت هاي نقش خودتان، با نقش هديه تهراني در فيلم «چهارشنبه سوري» بگوييد.

"" در فيلم «چهارشنبه سوري»، نقش «هديه تهراني» از من آسان تر بود. چون بازي هاي ميني ماليستي اش كمتر بود. فرافكني داشت و مي توانست داد و فرياد بزند. ضمن اين كه آنجا دوربين هم ثابت بود. نقش «طاهره» حركت بر لبه تيغ بود. من بايد آواي تركي را مي آموختم. آقاي ميركريمي فيلم نامه را سه ساعت در دفترشان به من دادند اما اجازه ندادند تا روز فيلم برداري، آن را كپي كنم. دوربين تمام مدت روي دوش بود و حتي يك جا هم سه پايه نداشت. نقش من كلوزآپ زياد داشت. از همه سخت تر حفظ راكورد طاهره در ٦٣روز بود، كه با تمرين سكوت و ارتباط نداشتن با خانواده ام، سعي كردم به سكوت و بغض و تنهايي «طاهره» برسم.

" قصد نداريد مثل برخي از بازيگران زن به كارگرداني روي بياوريد؟

"" اصلا نمي خواهم كارگرداني كنم، چون اين كار را در حد خودم نمي دانم. من بيشتر به تئاتر علاقه دارم. با اين كه سود اقتصادي ندارد، تئاتر را دوست دارم و با آن درگيرم. از اين شاخه به آن شاخه پريدن را نمي پسندم. البته مي  دانم در سينماي ايران، به علت محدوديت فيلم نامه و كارگردان چه مشكلاتي براي بازيگر پيش مي آيد.

«رخشان بني اعتماد» و «تهمينه ميلاني»، كارگردان هاي موفقي هستند كه هيچ كدامشان بازيگر نبوده اند. بيشتر دوست دارم نويسنده شوم. دعا كنيد كه بتوانم نويسنده شوم. اين اتفاق بالاخره مي افتد اما زمانش را نمي دانم.

" گرفتن سيمرغ تا چه اندازه بر مسير بازيگري تان تاثيرگذار بود؟

"" من پس از گرفتن سيمرغ دوباره به تئاتر برگشتم. تا پيش از بازي در «به همين سادگي»، بازي من ديده نمي شد اما پس از سيمرغ فيلم نامه هاي مختلف به سمت من سرازير شد. براي اين كه ثابت كنم جوزده سيمرغ نشده ام، همه پيشنهادهاي سينمايي را جز يكي رد كردم. از قضا پس از سيمرغ كم كارتر شدم. من هويت دارم و قرار نيست سيمرغ در شخصيت من تغيير ايجاد كند. پس از فيلم «نيلوفر» هيچ كار سينمايي را، قبول نكردم. در حال حاضر هم با «ماهايا پطروسيان» و «نگار عابدي»، مشغول تمرين تئاتر «سه خواهر» هستيم كه اقتباسي از نوشته «آنتوان چخوف» است.

                           

" چرا در كشور ما برخلاف ديگر كشورها، تئاتر مخاطب زيادي ندارد و از اين هنر استقبال نمي شود؟

"" مخاطبان جهاني تئاتر كساني هستند كه از كودكي، با خانواده شان به سالن هاي نمايش آمده اند. من ٩ ساله بودم كه جادوي تئاتر مرا جذب كرد. آن زمان، نمايش عروسكي «حسني و باغ خانوم حنا» را ديدم. ما در كل ايران يك ساختمان تئاتر به نام «تئاترشهر» داريم. در تهران خيلي ها نمي دانند اين مكان كجاست. من زماني كه از مسكو برگشتم، فهميدم تئاتر ما چقدر مهجور است. آن جا مرا به تئاتر باله بردند. قانونمندي مراسم برايم عجيب بود. قبل از نمايش همه كيف ها را بررسي مي كردند. در ايران اگر اين كار را انجام دهند، به مردم برمي خورد و هيچ كس به تئاتر نمي آيد. در آن سالن من از كودك ٩ ساله تا پيرزن ٩٠ ساله را ديدم كه محو تماشاي نمايش بودند. پسر من دانشجوي دانشگاه مشهد است و يكي از ناراحتي هايش اين است كه نمي تواند تئاتر ببيند. من كارشناس نيستم اما مي دانم يك جا يك مشكلي پيش آمده كه مخاطب تئاتر ما، اين قدر كم شده است. اما نمي دانم آن مشكل چيست.

درحاشيه:

" هنگامه قاضياني، بازيگر فيلم «به همين سادگي» گفت: من از فمينيست متنفرم. به خصوص فمينيستي كه در ايران دارد شكل مي گيرد. چون هيچ مكتب و اصولي پشتش نيست. زن ها دوست دارند شبيه مردها باشند. در صورتي كه زن بايد زن بماند.

" وي گفت: من در تئاتر از لحاظ مالي به شدت تحت فشار هستم، اما از نظر شخصيتي در امنيتم.

" قاضياني گفت: در بازيگري از اغراق بدم مي آيد.

" وي گفت: براي رسيدن به سكوت طاهره، ٨٤ روز تلفن ها را كشيدم و تا چهار، پنج ماه پس از فيلم برداري در سكوت طاهره ماندم.

" برنده سيمرغ بلورين جشنواره بيست و ششم افزود: من درجشنواره رقيب سرسختي نداشتم. چون گلشيفته فراهاني با «ديوار» و «هميشه پاي يك زن در ميان است» آمده بود نه «ميم مثل مادر». با اين حساب سيمرغ را حق خودم مي دانستم.

" يكي از دوستان دوران كودكي هنگامه قاضياني پس از سال ها او را ديد. اين دو نفر همديگر را در آغوش گرفتند و چند دقيقه اي گريستند.

" در پايان جلسه حجت الاسلام موحدي، رئيس دفتر فرهنگ اسلامي دانشكده فني و مهندسي، لوح تقديري به هنگامه قاضياني اهدا كرد. اين نشست به همت كانون سينمايي «ساند»، دفتر فرهنگ اسلامي و انجمن اسلامي دانشكده فني و مهندسي دانشگاه آزاد اسلامي مشهد برگزار شد.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 11:5 |