تبليغاتX
فيلم نگار

محمد مطيع :‌ ديگر حوصله ندارم مي خواهم بروم

سال ١٣٢٠ در مشهد متولد شد. ليسانس تئاتر را از دانشكده هنرهاي دراماتيك گرفت. سال ١٣٥١ با بازي در فيلمي به كارگرداني «حسين ترابي»، وارد سينما شد، بعدها در فيلم هاي ديگري از جمله وكيل اول، گردباد، روزهاي انتظار و سريال هزاردستان (زنده ياد علي حاتمي) ايفاي نقش كرد، اما با بازي در نقش «وزير اعظم» در سريال «افسانه سلطان و شبان»، در نزد بينندگان جعبه جادويي به بازيگري شناخته شده بدل شد.

از ديگر فعاليت هاي سينمايي وي مي توان به فيلم هاي كلاغ (بهرام بيضايي/ ١٣٥٦)، دايره مينا (داريوش مهرجويي/ ١٣٥٧)، رسول پسر ابوالقاسم (داريوش فرهنگ/ ١٣٥٩)، آقاي هيروگليف (علي عرفان/ ١٣٥٩)، بازداشتگاه (كوپال مشكوة/ ١٣٦١)، روزهاي انتظار (اصغر هاشمي/ ١٣٦٥) و... اشاره كرد.

محمد مطيع پس از چندين سال اقامت در خارج كشور، براي بازي در سريال «عمارت فرنگي» و ايفاي نقش «اردشير ريپورتر»، از سوئد به ايران بازگشت. او سال گذشته با بازي در فيلم موفق و تحسين شده «ترديد» (واروژ كريم مسيحي) در جشنواره بيست و هفتم حضور داشت.

در ايام نوروز نيز با بازي در سريال «ماه عسل» (شاهد احمدلو) ميهمان مخاطبان تلويزيوني بود.

گفت وگو با محمد مطيع زماني انجام شد كه از برخوردهاي غيرحرفه اي كه با او شده، به شدت دلخور و آزرده خاطر بود. وي در اين مصاحبه از شايعه سازي هايي كه درباره او انجام شده سخن گفت و اين كه تصميم گرفته يك بار ديگر با بازيگري خداحافظي كند و به خارج از كشور بازگردد.

" در حال حاضر، روزهاي پركاري را پشت سر مي گذاريد. در آينده چه فيلم ها و سريال هاي جديدي را از شما خواهيم ديد؟

- در آينده هيچ گونه فعاليتي نخواهم داشت. الان دارم در جيرفت يك سريال كار مي كنم. اين پروژه كه تمام شود، ديگر كار نخواهم كرد.

" به چه دليل يك بازيگر موفق و پيشكسوت، مي خواهد چنين تصميم عجيبي بگيرد؟

- به خاطر لطف دوستان. زنگ مي زنند مصاحبه مي كنند و هرچه دلشان مي خواهد مي نويسند. برايم دردسر درست مي كنند. خيلي بازيگران از مصاحبه سر باز مي زنند اما من قبول مي كنم. به هر حال فكر نمي كنم ديگر كار كنم. اين سريال كه تمام شود مي خواهم برگردم و بروم. خانواده ام در سوئد منتظرم هستند.

" مگر چه مطلبي نوشته اند كه شما اين قدر ناراحت شده ايد؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در یکشنبه سی ام فروردین 1388 و ساعت 11:39 |

همه عليه منتقدان

اين روزها منتقدان به صفاتي چون " كم سواد" ، " دنباله رو "‌ ،‌"‌ باج بگير " ،‌ " پر ادعا"‌ ، " نوكران سرمايه"‌ و "كتاب نخوان " متهم شده اند

پنجاه سال پيش دكتر هوشنگ كاووسي منتقد صاحب نام سينماي ايران با ملقب ساختن تعدادي از توليدات سينماي ايران به واژه " فيلمفارسي "‌ خواب آرام خيلي از سينماگران را آشفت. اين واژه به مذاق بعضي ها خوش نيامد. همان بعضي هايي كه دوست داشتند منتقدان هميشه براي فيلم هايشان سوت و كف بزنند و هورا بكشند. آن ها دوست داشتند نويسندگان سينمايي از هر آن چه روي پرده مي رود تعريف و تمجيد كنند. از نظر آن ها مهم ترين وظيفه يك منتقد گرما بخشيدن به گيشه ها بود نه ايجاد پرسش و زير سوال بردن سينماگران.


با گذشت پنجاه سال ظاهرا هنوز در بر همان پاشنه مي چرخد. هنوز هم در معادلات سينمايي منتقدان متهمان رديف اول اند. آن ها تا زماني كه افراد گمنام را به اوج شهرت مي رسانند ، آدم هاي عزيز و فرهيخته اي هستند. اما واي به روزي كه حرفي مخالف منافع آن بعضي ها بزنند. آن وقت است كه منتقدان به صفاتي چون « كم سواد" ، " دنباله رو "‌ ،‌"‌ باج بگير " ،‌ " پر ادعا"‌ و ... متهم مي شوند.

مرور اتفاقات پيش آمده براي سه فيلم مطرح روي پرده ،‌ فرصت خوبي است براي بازخواني دوباره پرونده رابطه منتقدان و فيلمسازان در سينماي ايران. رابطه اي كه در برخي موارد مهربانانه نبوده و از جانب يكي از طرفين دعوا تيره و تار شده است.

وقتي مطبوعات كوره فيلم ميلاني را گرم نكردند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 10:16 |

گيشه هاي خندان در ضيافت بهار

بررسي فروش فيلم هاي اكران نوروزي

رقابت فيلم هاي اكران نوروزي براي كسب قله هاي گيشه همواره جذاب و هيجان انگيز بوده است. تجربه سال هاي گذشته نشان مي دهد كه تعطيلات نوروزي «زماني طلايي» براي تهيه كنندگان به شمار مي رود.

در سال هاي گذشته بسياري از فيلم هاي نوروزي همچون چهارشنبه سوري، شوكران، دايرهزنگي، دنيا، اخراجي ها و... گوي سبقت را از رقبايشان ربودند و توانستند بر صدر جدول اكران قرار بگيرند. اين موقعيت طلايي سينماداران را وسوسه مي كند تا از بين فيلم هاي توليد شده در طول سال پرفروش ترين ها را براي اكران نوروزي شان برگزينند. در نوروز ٨٨، چهار فيلم اخراجي ها ٢، سوپراستار، وقتي همه خوابيم و بيست مهمان سالن هاي سينما شدند، رقابت يك فيلم كمدي و سه فيلم اجتماعي، در نهايت به نفع فيلم كمدي تمام شد تا يك بار ديگر ثابت شود كه در طول چند سال گذشته «كمدي» ژانر محبوب مخاطبان عام سينماي ايران است.

سوپراستار، دنياي پرهياهوي ستاره ها



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 11:48 |

مرگ يزدگرد، ترسوها را به جام جهاني راه نمي دهند


داشتم تصاوير بعد از بازي ايران و عربستان را مي ديدم. دايي و يارانش مثل يك لشگر شكست خورده روي نيمكت نشسته اند. عرب ها در حالي كه سر از پا نمي شناسند با صداي كف و سوت و تشويق تماشاگران راهي رختكن مي شوند. لحظه غم انگيزي بود. ياد فيلم «مرگ يزدگرد» افتادم. جايي كه جسد پادشاه ايراني بر روي زمين مانده و سپاهيان پيروز عرب با پرچم هاي سياهشان وارد خاك ايران مي شوند.

نمي دانم چرا از باخت ايران خيلي ناراحت نشدم. نه اين كه خوشحال شده باشم. شايد به اين خاطر كه از قبل برايم قابل پيش بيني بود. مي شد حدس سرنوشت تيمي را كه به شدت ترسوست و در همه بازي ها به قصد نباختن فقط زير توپ مي زند.يادمان باشد ترسوها را به جام جهاني راه نمي دهند. اين شكست مفتضحانه بايد خيلي پيش تر از اين ها اتفاق مي افتاد تا ماهيت واقعي اين تيم بي خاصيت آشكار شود. تيمي كه به ضرب و زور فداكاري دروازه بانش توانسته بود چند تا نتيجه مساوي كسب كند. تيمي كه بازي هايش حتي هيجان و طراوت بازي هاي « پيام مشهد» و «داماش گيلان» را هم ندارد. هم اگر نمي باختيم، حقايق پنهان مي ماند،‌ احمدي نژاد بر موج موفقيت ظاهري سوار مي شد و در جهت كسب محبوبيت سوء استفاده هاي خودش را مي كرد. سوء‌ استفاده هايي كه ممكن بود چند تا راي بيشتر را برايش به ارمغان بياورد. من حاضرم ايران به جام جهاني نرود و اين اتفاق نگران كننده هم رخ ندهد.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در یکشنبه نهم فروردین 1388 و ساعت 6:24 |