درباره الي، پايان تلخ،تلخي بي پايان

اجازه دهيد اول از همه از عنوان " كنجكاوي برانگيزش" آغاز كنيم. "درباره الي" . نام فليم مي توانست شخصيت محوري داستان يعني "الي" هم باشد. همان دختر تازه واردي كه تمامي تنش ها و درگيري ها حول محور او شكل مي گيرد. اما اگر نام فيلم "الي" بود،نمي توانست تا اين اندازه مخاطب را به فضاي داستان نزديك كند. نام "درباره الي"آستانه لغزنده اي دارد كه خيلي زود مخاطب را با فيلم درگير مي كند. اولين سوالي كه پيش مي آيد اين است كه درباره "كدام الي؟"
خاصيت جادويي فيلم اين است كه شخصيت دوگانه و مبهمي از "الي" برايمان تصوير مي كند. جالب تر آن كه هر كدام از اين دو شخصيت مي توانند در پيشبرد دو داستان مجزا نقش خودشان را به درستي ايفا كنند. "الي اول" دختر مظلوم و نجيبي است كه براي كمك به يك كودك دل به دريا مي زند و غرق مي شود. "الي دوم" دختر زخم خورده و بحران زده اي است كه مرگي خودخواسته را انتخاب مي كند. هر كدام از اين دو "الي" را انتخاب كنيم مي توانيم داوري متفاوتي درباره ديگر شخصيت هاي روايت داشته باشيم. چرا كه فيلم درهايش را به روي مخاطب نمي بندد و اجازه مي دهد تا او هم همچون خانواده هاي درگير ماجرا قضاوت خودش را داشته باشد.
اين معما زماني پيچيده تر مي شود كه فيلمنامه يك گزينه ديگر هم پيش روي مخاطب قرار مي دهد. اين كه ممكن است "الي" به طرف تهران برگشته باشد. اين تمهيد تعليق و هيجان داستان را دو چندان مي كند و روزنه هاي اميد را براي زنده بودن "الي" باز نگه مي دارد. اما نماي جنازه الي در سرد خانه كه در لحظات پاياني به تصوير كشيده مي شود، همچون تير خلاصي است كه مخاطب را مجبور به پذيرش مرگ تلخ "الي" مي كند.
فيلمساز مخاطبش را به سفر سه روزه آدم هاي داستان به شمال كشور دعوت مي كند. ضيافت باشكوهي كه فرهادي ترتيب داده فراتر از حد انتظار است. با درباره الي به دنياي دوست داشتني پرتاب مي شويم كه انگار آدم هايش را سال هاست كه مي شناسيم. آدم هايي كه دسته جمعي وارد داستان مي شوند و همه يك مسير و هدف دارند اما خيلي زود به هويتي مستقل دست پيدا مي كنند و ويژگي رفتاري شان تا پايان فيلم حفظ مي شود. سپيده از آن دخترهاي همه كاره اي است كه دوست دارد بار تمامي مسووليت ها را خودش به دوش بكشد. سرنوشت تلخ سپيده بيانگر نوع موضع گيري فيلمساز در قبال اين شخصيت است. در مقابل او شخصيت "ماني حقيقي"است كه همه جا خودش را كنار مي كشد و از دوره نظاره گر ماجراست. ( به عنوان مثال دقت كنيد به سكانس غرق شدن كودك كه او از كنار ساحل فقط فرياد مي زند)
درباره الي گستره وسيع و متنوعي از احساسات آدم هايش را از غم گرفته تا شادي و عشق و اميد و حسرت و نفرت را نشانمان مي دهد. شادي سرخوشانه خانواده هايي كه پانتوميم بازي مي كنند، خيلي زود جايش را به يك غم جانكاه مي دهد كه تا لحظه آخر پابرجاست.
فيلم رويايي "درباره الي" نشان از يك "اصغر فرهادي" قبراق و سرحال و آماده دارد كه فيلم به فيلم پخته تر و مسلط تر مي شود. او مي تواند دور و بر موقعيت دراماتيكش بچرخد و با طراحي مناسب اوج و فرود هاي فيلمنامه ، حس دلهره و هيجان ناشي از وضعيت بحراني شخصيت هايش را به مخاطب منتقل كند. درباره الي از آن فيلم هايي است كه همه اجزايش در اوج قرار گرفته اند. تسلطي كه فرهادي بر ميزانسن هايش دارد، بي نظير است. بازي بازيگران فيلم از ترانه عليدوستي گرفته تا ماني حقيقي و مريلا زارعي و شهاب حسيني و حتي سه كودك خردسال بي نقص و باور پذير است. افكت هايي كه صداي دريا را هولناك جلوه مي دهند، به خوبي در خدمت مضمون روايت اند. ديالوگ ها به سادگي اطلاعات داستان را بيان مي كنند. به عنوان نمونه دقت كنيد به اين ديالوگ طلايي الي (ترانه عليدوستي) كه مي گويد: يك پايان تلخ بهتر است از يك تلخي بي پايان.



