تبليغاتX
فيلم نگار

گفتگو با چيستا يثربي فيلمنامه نويس " دعوت"

خيلي از زنان بازيگر و نويسنده را مي شناسم كه " سقط جنين " كرده اند

  • برخي بازيگران مرد از حضور در فيلم پرهيز مي كردند چون مي گفتند ما جايي براي بروز نداريم.
  • داستان هايي كه بچه به صورت نامشروع متولد مي شد ، با مميزي هاي ارشاد جور در نمي آمد.
  • دليل اين مادرها در دل يك مجموعه داستان 500 صفحه اي گفته شده اما اين موضوع در اپيزودهاي ده دقيقه اي نامعلوم است .

* نقش فروتن را قرار بود " بهرام رادان " بازي كند. اما او نپذيرفت. چون زمان نقش كم بود.

  • اگر من كارگردان بودم رگه هاي طنز تلخش را خيلي بيشتر مي كردم. حاتمي كيا علاقه داشت اين كار سنگين تمام شود.
  • من سعي كردم خودم را با نگاه تلخ حاتمي كيا تطبيق دهم.
  • من پيش بيني مي كردم كه منتقدان مقابل اين فيلم موضع بگيرند.
  • من خودم به شخصه از "حاتمي كيا سالاري" خسته شدم. وقتي اسم حاتمي كيا مي آيد با پيش فرض به فيلم نگاه مي كنند.

 * خواهشم از منتقدان اين است كه يك ذره به خود فيلم دقت كنند

اولين سوالي كه هنگام ديدن فيلم دعوت برايم پيش امد اين بود: چه  ضرورتي داشت كه يك موضوع مشخص مثل " سقط جنين " را در دل 5 داستان بگنجانيد و در قالب 5 اپيزود تكرارش كنيد؟

البته در فيلمنامه اوليه " دعوت " هفت اپيزود داشتيم. چون هفت يك عدد مقدسي است. ما روي زن هاي مختلف مطالعه موردي كرده بوديم. با زن هايي كه مي خواستند جنينشان را سقط كنند مصاحبه كرده بوديم و مي دانستيم اين ها از چه طبقاتي هستند. من اصرار داشتم طبقات مختلف اجتماعي را كه با مساله سقط در ارتباطند ، نشان بدهم. در " دعوت " شما از هفت منظر به يك واقعه نگاه مي كنيد. در سينماي ايران فيلمي را نداريم كه هفت طبقه اجتماعي و اقتصادي مختلف با يك مشكل مواجه شوند. در اجراي فيلمنامه مجبور به حذف يك سري از داستان ها شديم. داستان هايي كه بچه به صورت نامشروع متولد مي شد ، با مميزي هاي ارشاد جور در نمي آمد. بنابراين خودمان را درگير موضوعاتي كرديم كه به خانواده حرمت مي گذارد. زناني را نشان داديم كه فعال و مثبت و تاثير گذارند ولي به هر دليلي زمان بارداري شان مناسب نيست. اولش قرار بود با يك داستان فيلم بسازيم ، اما ديديم اين قدر اين موضوع فراگير است كه ما بايد همه داستان ها را بگوييم.

البته ما آدم هاي مختلفي را مي بينيم كه در نهايت همگي به يك نقطه  مشترك مي رسند. يعني از لحظه اي كه تلفن زنگ مي زند مي دانيم در پايان اپيزود قرار است يك نفر وسوسه شود كه جنينش را سقط كند و بعد دوباره پشيمان شود و بچه را نگه دارد. بنابراين تماشاگر مي تواند پايان هر اپيزود را پيش بيني كند.

يادمان باشد چه كسي اين فيلم را ساخته است. حاتمي كيا يك فيلمساز مذهبي است كه به شدت با سقط جنين مخالف است. او مي خواسته ديدگاه هاي خودش را بگويد. حاتمي كيا براي ساخت فيلم هفت ، هشت تا سوژه ديگر هم داشت ولي " دعوت " را كار كرد. چون مي ديد كه سقط دارد بيداد مي كند . مي ديد كه در جوي خيابان ها هم جنين مي اندازند. او مي گفت : با اين كارها روزي و بركت از سرزمين ما گرفته مي شود. بله درست است. مخاطب مي داند كه آخر هر كدام از اپيزودها هيچ سقطي صورت نخواهد گرفت. چون حاتمي كيا ديدگاه خودش را مطرح مي كند و ديدگاهش اين است كه نبايد سقط صورت بگيرد. تماشاگر مي خواهد بداند هر كدام از شخصيت ها به چه دليل از تصميمشان منصرف مي شوند. اگر اين نكته در آمده باشد، مي شود گفت ما موفق بوده ايم. ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 11:29 |

بخشي از گفتگو با مهرداد صديقيان بازيگر فيلم ديوار و اتوبوس شب :

گلشيفته دل و جراتش از من بيشتر بود

 

آقاي طالبي " شهاب " فيلم ديوار را چطور براي تو توصيف كردند ؟

 مي گفتند برادري است كه روي خواهرش و خانواده اش تعصب دارد . شهاب پس از فوت پدر ، مي خواهد سكان هدايت خانواده را به دست بگيرد . اما به دليل توانايي هاي كمش نمي تواند . اين مساله آزارش مي دهد و عصبي اش مي كند .

 موتور سواري را چطور ياد گرفتي ؟

 قبل از فيلمبرداري روزي سه چهار ساعت  روي زمين مسطح تمرين مي كرديم . قبل از فيلمبرداري سكانس هاي ديوار مرگ پايين ديوار مي چرخيديم و كساني كه حرفه اي بودند مراقبمان بودند .

 پيشرفتت خوب بود ؟

من در حدي كه بتوانم در خيابان هاي شلوغ موتور سواري كنم ياد گرفتم . روي تخته اول ديوار هم مي توانستم بچرخم . ديوار مرگ يك تخته اريب دارد و يك تخته كاملا عمودي . " گلشيفته فراهاني " دل و جراتش از من بيشتر بود و بيشتر از من از تخته ها بالا مي رفت . البته براي تخته هاي بالا از دل استفاده مي كردند كه حركات آكروباتيك بلد بود .

 * تو اين شانس را داشته اي كه با بازيگران مطرحي همبازي شوي . مي خواهم توضيح دهي كه از هر كدام چه چيزهايي آموخته اي. مثلا من تجربه همبازي شدن با " محمد رضا فروتن " چطور بود ؟

 او يكي از ستاره هاي محبوب است . از او ياد گرفتم كه آدم بايد به بازيگر مقابلش اعتماد به نفس و دلگرمي بدهد .

" گلشيفته فراهاني " چطور ؟

 بازيگر باهوشي است و هوشش باعث مي شود همبازي اش در عمق بازي تنها نماند . به نظر من افتخار بزرگي است كه او در يك فيلم خارجي بازي كرده . ريدلي اسكات در هاليوود به ريدلي اسكات بزرگ معروف است . كسي است كه " جيم جارموش " برايش بازيگر انتخاب مي كند .

 با باران كوثري هم كه در فيلم " حيران " همبازي بودي

 خانم كوثري براي بازيگر مقابلش يك نعمت است . چون درباره نقش بحث مي كند و ايده مي دهد و نظرات همبازي اش را گوش مي كند. آن قدر ايده مي دهد كه تو جلوي دوربي هيچ مشكلي نداري .

 و از همه مهم تر و بر جسته تر زنده ياد " خسرو شكيبايي " كه تو دو بازي مشترك با او داشته اي . " حيران " و " اتوبوس شب "

من هميشه گفته ام كه او سخاوتمند ترين بازيگر سينما ست . به خاطر اين كه كم فروشي نمي كرد و براي بهتر شدن كار تماما از خودش مايه مي گذاشت. شكيبايي مثل كسي است كه دست بازيگر مقابلش را مي گيرد و بالا مي كشد . حتي اگر خودش آن پايين بماند . شكيبايي بي نهايت با سخاوت بود . واقعا نمي دانم چطور توصيفش كنم .

آن زمان فيلم دومت را تجربه مي كردي . جلوي شكيبايي بازي كردن برايت سخت نبود ؟

 از روز اول آن قدر با من صميمي شده بود كه احساس نمي كردم ، جلوي يك " خسرو شكيبايي  " دارم بازي مي كنم . احساس مي كردم با يك دوست دارم همكاري مي كنم كه هر وقت نياز به كمك داشته باشم به من كمك مي كند .

يكي از سكانس هاي تاثير گذار " اتوبوس شب " جايي است كه " عمو رحيم " به تو كشيده مي زند . از آن سكانس خاطره اي داري ؟

آقاي شكيبايي گفتند " من نمي زنم " . من گفتم بزنيد ، اشكالي ندارد . چند ساعت بعد در يك پلان ديگر كشيده را زدند . گفتند : من نمي خواستم جلوي كشيده گارد بگيري . وقتي نداني قرار است توگوشي بخوري ، واكنشت طبيعي تر مي شود و اين به بازي ات كمك مي كند .

 يادم مي آيد " شكيبايي " وقتي جايزه اش را براي فيلم " اتوبوس شب " گرفت گفت ، اين جايزه حق مهرداد صديقيان بود

اين حرف مي تواند بزرگترين افتخار براي يك بازيگر باشد . به ويژه وقتي يك آدم بزرگي مثل " شكيبايي " چنين حرفي بزند . اين حرف به همان سخاوت شكيبايي ربط دارد كه جايزه اش را حق يك نفر ديگر مي داند .

در حال حاضر به چه كاري مشغولي ؟

 چند فيلمنامه پيشنهاد شده كه دارم بررسي مي كنم . يكي اش از همه جدي تر است . هر وقت قرار داد بستم ، اسمش را مي گويم .

 اگر موافقي برگرديم به چند سال پيش . يعني زماني كه با بازي در فيلم " عصر جمعه " وارد سينما شدي

 من خيلي به بازيگري علاقه داشتم . هميشه در تئاترهاي غير حرفه اي مدرسه بازي مي كردم . يك روز آگهي خانم " مونا زندي " را در مجله " باني فيلم " ديدم كه دنبال يك بازيگر 16 – 17 ساله مي گشتند . رفتم تست دادم و از بين 60-70 نفر پذيرفته شدم .

 در كودكي به سينما علاقه داشتي ؟

 خيلي زياد .اولين  فيلمي كه در اوج كودكي برايش اشك ريختم " كلاه قرمزي و پسر خاله " بود . يك سكانس دارد كه " كلاه قرمزي " چكمه هايش را بر مي دارد و شعر مي خواند . خيلي سوزناك بود . ان جا فهميدم يك فيلم مي تواند آدم را بخنداند و يا بگرياند . آدم مي تواند با ديدن يك فيلم به چيزهاي بزرك تري فكر كند . از همان جا به سينما علاقه مند شدم

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 21:38 |

بخشي از گفتگو با محمد علي طالبي ، كارگردان ديوار:

كاري به نظر مردم ندارم . شايد مردم بخواهند من لخت در خيابان راه بروم

 

 حاضر نيستم فلان هنر پيشه " قرتي " تلويزيوني را - كه صبح تا شب مسخره بازي در مي آورد – بياورم تا يك سري كارهاي بچه گانه انجام بدهد . به او بگويم در فيلم من معلق بزند و چون خوب مي فروشد اسمش را بگذارم فيلم مردمي .

 

* فيلمتان آخرين روزهاي اكران را پشت سر مي گذارد . خودتان از اكران " ديوار راضي بوديد؟

نسبت به فيلم هاي ديگرم موقعيت متوسطي داشت . فروشش نه خيلي زياد بود و نه خيلي كم . فيلم هايي هم كه همزمان  با " ديوار " اكران مي شدند ، غير از يكي دو تايشان بقيه فروش بالايي نداشتند . خودم يك مقداري پيش بيني مي كردم كه اين اتفاق بيافتد . فكر نمي كردم فراتر از اين فروش كند. ما يك مقدار از نظر تبليغات مشكل داشتيم . " ديوار " تبليغات خوبي نداشت . فيلم هايي هم كه در كنارش قرار گرفتند ، كمدي  و مردم پسند بودند

*  پس به نظر شما فروش متوسط فيلم دليل بر ضعف محتوايي يا ساختاري آن نيست ؟ 

 فيلم من فيلمي نبود كه نتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند . مطمئنم كه فيلم ضعيفي نبود . سال گذشته جزو 5 فيلم تحسين شده و خوب بود . فيلم در بين منتقدان و جشنواره فجر و خانه سينما مطرح شد و از نظر ساختار و بازي و كارگرداني شاخص بود .

 اما واقعيت اين است كه مردم در هر دوره اي گرايش هايي دارند و چيزهايي را دوست دارند . در حال حاضر فيلم هاي كمدي و شاد را مي پسندند و فيلم هايي كه آن ها را از فكر كردن خلاص كند .

قبل از اكران در مصاحبه هايم گفتم وقتي فيلمي را مي سازم به قوانين اكران توجهي نمي كنم . چون هميشه مقطعي هستند . آدم ها در دوره اي چيزهايي را مي پسندند كه دردوره هاي بعدي شايد مسخره باشد . همان طور كه الان پس از گذشت سال ها به فيلم " گنج قارون " كه نگاه مي كنيم ، در مي يابيم كه فيلم بي ارزشي بوده. اما در دوره خودش خيلي فروش كرده است .

   پيش بيني ها اين بود كه فيلم شما ركوردهاي فروش را بشكند . ولي در عمل اين اتفاق نيفتاد و رقم فروش در سينماهاي تهران به 200 ميليون تومان هم نرسيد .

اصلا فروش قابل پيش بيني نيست . چون قاعده اي ندارد . پيش بيني ها هم معمولا حدس و گمان است . با توجه به اين سريال هاي تلويزيوني و هنرپيشه هايي كه امروز خيلي باب شده اند ، پيش بيني خود من اين بود كه همين اتفاق مي افتد. تبليغات هم خيلي موثر است . مردم هنرپيشه اي را كه صبح تا شب در تلويزيون دلقك بازي در مي آورند ، زياد مي بينند .  اين هنر پيشه وقتي در يك فيلم سينمايي بازي مي كنند مردم صف مي كشند و فيلم را نگاه مي كنند . 

 

* شايد اگر شما هم همرنگ بقيه مي شديد و وجوه عاشقانه فيلمتان را پر رنگ مي كرديد ، مي توانستيد از گيشه جواب مثبتي بگيريد

من هرگز اين كار را نمي كنم . كاري ندارم مردم به چي توجه دارند . اجازه نمي دهم چيزي را كه آن ها دوست دارند به من تحميل كنند . مردم شايد از من بخواهند من لخت در خيابان راه بروم . مردم هميشه يك ذائقه هايي دارند كه اكثريت بودنشان دليل بر خوش فكربودن و درست بودنشان نيست . مردم در يك دوره هايي از تاريخ،  تصوراتي داشته اند كه بعد ها فهميده ايم خيلي هم اشتباه بوده است . من هيچ وقت اين كار را نمي كنم كه سكانس يا هنرپيشه  يا داستاني را دقيقا بر اساس خواست مردم و بر خلاف ميلم در فيلم بگنجانم .

 ·  البته بازيگراني كه انتخاب كرده بودبد ، حرفه اي و پر طرفدار بودند .

 من چندان بازيگر حرفه اي انتخاب نكرده ام . " گلشيفته فراهاني " در فيلم بازي مي كند و بقيه هم كه بازيگران معمولي اند . " گلشيفته " را چون به اين نقش مي خورد انتخاب كردم . حسابي براي فروش باز نكرده بودم . من با اين نوع نگرش به تماشاگر مخالفم . عملكرد سايت ها و منتقدان و نويسندگاني كه فروش را تحليل مي كنند ، نمي پسندم . با بعضي ها وقتي حرف مي زني  ، انگار در يك مغازه آهن فروشي نشسته اي . همه درباره پول حرف مي زنند و يك قران و دوزار مي شمارند . مساله من هيچ وقت پول نبوده . دنبال اين نبودم كه فيلمم چقدر گيشه را پر مي كند . ما يك حرف هايي براي يك دوره هاي داشتيم كه هر كدام بخشي از مشكلات جامعه مان بوده است . در هر دوره اين حرف ها را به تصوير كشيده ايم . حالا ممكن است مردم خوششان بيايد يا نيايد . اين بستگي به خودشان دارد .

 ·  مساله اين است كه شخصيت هاي فيلم شما هم مدام درباره پول حرف مي زنند و دغدغه هاي اقتصادي دارند

 بله . آنجا هم اين صحبت ها هست . اما به اين معنا نيست كه بنده فلان هنر پيشه " قرتي " تلويزيوني را - كه صبح تا شب مسخره بازي در مي آورد – بياورم تا يك سري كارهاي بچه گانه انجام بدهد . به او بگويم در فيلم من معلق بزند و چون خوب مي فروشد اسمش را بگذارم فيلم مردمي . بعد مردم هم در شرايطي كه وضعيت زندگي شان خوب نيست ، بروند در سينما قاه قاه بخندند .

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 و ساعت 22:17 |

امير قادري در جلسه نقد و بررسي فيلم " آقاي كيميايي "

منتقدان و روشنفكران كيميايي را از راه به در كردند

 

جلسه  نمايش و نقد و بررسي فيلم  مستند " آقاي كيميايي " در دانشكده فني و مهندسي دانشگاه آزاد مشهد  از سوي انجمن اسلامي اين دانشگاه ،  با حضور جمعي ار دانشجويان  و امير قادري كارگردان فيلم برگزار شد .

امير قادري درباره انگيزه هايش از ساخت اين مستند گفت : كيميايي شخصيتي است كه خودش بيشتر از فيلم هايش جذابيت دارد. در حقيقت تاثير گذاري  او و جذابيت شخصيتس دو عاملي بود كه من را به ساختن اين مستند تشويق كرد . ضمن اين كه خودش هم هيچ منعي برايم در نظر نگرفت واجازه داد تا ته ماجرا بروم .

قادري افزود : كيمايي همه كارهايش دكوپاژ شده است . او در تمام فيلم در حالي كه با من صحبت مي كند حواسش به دوربين است و مثل يك بازيگر خوب بازي مي كند .

وي درباره دليل آشفتگي فيلم " آقاي كيميايي " گفت : ما چهار ماه با هم زندگي كرديم  . در اين مدت كلي تصوير گرفتيم  و بر اساس آن ها فيلمنامه  را نوشتيم .  موقع مصاحبه نه خود من و نه كيميايي نمي داند كه 30 ثانيه بعد چه سوالي قرار است مطرح شود . يعني فيلمنامه حساب شده اي نداشتيم و خيلي ايده ها در زمان تدوين به ذهنمان مي رسيد .

اين كارگردان در پاسخ به اين سوال كه چرا دو فيلم اخير كيميايي ( حكم و رييس ) به شدت آشفته اند پاسخ داد : چون خود كيميايي آشفته است و نمي داند چه حركتي بايد انجام دهد . ما مي توانيم خودمان را با يك جامعه اي كه هر لحظه در حال تغيير و تحول است هماهنگ كنيم . اما يك آدمي مثل كيميايي كه قبلا پايه هايش را يك جاي ديگر سفت كرده و شخصيتش شكل گرفته خيلي سخت است كه بخواهد خودش را هماهنگ كند . پاسخ به اين سوال مي تواند يك مبحث جامعه شناسي باشد .

كارگردان مستند " آقاي كيميايي "  در اين رابطه گفت : اين بخش احترام بر انگيز كارنامه كيميايي است كه با اين وجود باز هم فيلم مي سازد . يعني هنر مندي است كه نمي تواند كار نكند . من نمي توانم بپذيرم كه كارگرداني به خاطرفراهم نبودن شرايط 10 سال فيلم نسازد .

قادري در پاسخ به سوالي درباره تاثير نقد منتقدان بر فيلم هاي كيميايي گفت : منتقدان و روشنفكران كيميايي را از راه به در كردند . او روشنفكر نبود و شآنش بالاتر بود . كسي بود كه مي توانست در ساحت اسطوره ها كار كند . اين شان خيلي بالاتر از عقل ابزاري مدرن است كه مي خواهد نقد اجتماعي را بگويد .

اين منتقد سينمايي با بيان اين مطلب كه مهرجويي خودش را از حاشيه ها دور نگه داشت و روز به روز بهتر شد اظهار داشت : كيميايي در برخي مواقع دنباله روي چيزي كه بقيه مي خواستند شد . آنها او را در قالب يك روشنفكر مي خواستند و اين سليقه بقيه ، كيميايي را خيلي مستهلك كرد . در واقع كيميايي قرباني اين سيستم شد .

قادري افزود : كيميايي يك رمانتيك عاشق سينماست . اما خودش فكر مي كند ، بايد معترض باشد و برخي اطرافيانش هم همين را مي خواهند .

وي درباره كيفيت حضور كيميايي در اين فيلم گفت : او من را محرم خودش دانست و در اين فيلم حرف هايي زد كه در شرايط عادي نمي زد . كيميايي در فيلم من به اين نكته اشاره كرده كه برخي از فيلم هايش را دوست ندارد و اشتباه هم زياد كرده است .  نيت ما اين نبود كه او را محكوم كنيم اما او فضا را محرم و امن و خصوصي ديد و اين حرف ها را زد .

 

 

 

در حاشيه

* امير قادري گفت : كيميايي وقتي موسيقي فيلم را شنيد ، اولش ترسيد . ما از موسيقي راك استفاده كرديم كه او اصلا گوش نمي كند .

* يكي از دانشجويان بعد  از اين كه از  فيلم قادري انتقاد كرد ، از او عذر خواهي كرد . قادري گفت : اشكالي ندارد .  ما خودمان صد تا بدتراز اينش را براي فيلمسازان ديگر مي گوييم .

* وي گفت : بعد از كيميايي افشين قطبي ، محسن چاووشي و ابراهيم حاتمي كيا كساني هستند كه دوست دارم درباره شان فيلم بسازم . حاتمي كيا از نظر تاثير اجتماعي و نفوذ بين اقشار تنها گزينه است . البته من عشق سينما هستم اما براي حاتمي كيا سينما يك ابزار است .

* قادري گفت : خيلي از منتقدان فيلم من را بايكوت كرده اند . چون در فيلم از لفظ منتقدان درجه 3 استفاده كرده ام .

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه نوزدهم مهر 1387 و ساعت 4:12 |

دعوت چقدر شبیه به فیلم های تهمینه میلانی بود!

دعوت رو همین الان دیدم . در اولین روزی که در مشهد اکران شده بود .

سه اپیزود اولش رو خیلی پسندیدم . اما دو اپیزود آخر لحن به شدت فمنیستی داشت . تا آن جا که فکر می کردی کار را " تهیمنه میلانی " کارگردانی کرده . همان مردان ظالم و خیانتکار داستان های میلانی و همان زنان پاک و فرشته صفت پرتاب شده بودند داخل دنیای جدید حاتمی کیا .

به موفقیت فیلم در گیشه اصلا نمی توان امید داشت . تکرار ۵ باره یک موضوع مشترک ( سقط جنین ) برای مخاطبی که به دیدن فیلم های پر تعلیق عادت کرده جذابیتی ندارد .

ستاره های پر شمار فیلم هم کمکی به فروش فیلم نمی کنند . چون مردم دوست دارند ستاره ها را در همان قالب همیشگی شان را ببینند نه در قالب های جدید . به نظر شما اگر به جای فروتن با آن لهجه دهاتی اش فرد دیگری بازی می کرد اتفاقی می افتاد ؟

نکته آخر آن که حاتمی کیا قصد دارد سینمای شخصی اش را تجربه کند و بازخوردش را دریافت کند . نمی توان از او انتظار داشت که همیشه " ارتفاع پست " و " آژانس شیشه ای " را بسازد. واکنش هایی که مخاطبان به متفاوت ترین کار او نشان می دهند مسیر آینده اش را مشخص می کند .

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در چهارشنبه دهم مهر 1387 و ساعت 11:10 |

آواز گنجشك ها بيشترين شانس حضور در اسكار را دارد

‌‌‌‌ماجراي معرفي فيلم برگزيده سينماي ايران به مراسم اسكار امسال هم به دقيقه نود كشيده شد . در حالي كه كمتر از يك هفته به آخرين مهلت معرفي يك فيلم ايراني به اين مراسم باقي مانده ، هنوز گزينه نهايي مشخص نشده و اعضاي كميته انتخاب بر سر يك فيلم به توافق نرسيده اند .

واقعيت آن است كه در چند ساله اخير اقبال جشنواره ها ي خارجي به فيلم هاي ايراني بسيار ضعيف شده است .  در اين چند سال سهم ايران از جايزه هاي جهاني ناچيز و اندك بوده است و فيلم هاي ايراني در بسياري از جشنواره هاي مطرح حتي موفق به حضور هم نشده اند چه رسد به برگزيده شدن و كسب افتخار .

جديد ترين خبر در اين رابطه اين است كه كميته انتخاب چهار فيلم ( آواز گنجشك ها ، اتوبوس شب ، به همين سادگي ، فرش ايراني ) را نامزد حضور در اسكار كرده تا در نهايت يكي از آن ها را به عنوان گزينه اصلي برگزيند . انتخاب هر كدام از گزينه ها مي تواند خبر ساز و بحث برانگيز باشد .

تنها نقطه ضعف " به همين سادگي " براي معرفي به مراسم اسكار روايت كند و لحن روشنفكرانه آن است كه مانع موفقيتش مي شود . فيلم داستان پر فراز و نشيبي ندارد و از اين رو نمي تواند مخاطب گسترده اي جذب كند . فيلم تحسين شده سينماي ايران در بسياري از جشنواره هاي جهاني  جوايز زيادي را از آن خود كرد ، اما در رقابت اسكار نمي توان  شانسي برايش در نظر گرفت.

احتمال دارد  كميته انتخاب " اتوبوس شب " را به منظور اداي دين به هنرمند فقيد خسرو شكيبايي به اسكار معرفي كنند . شبيه اقدامي كه سال گذشته انجام شد و فيلم " ميم مثل مادر " چند ماه پس از در گذشت زنده ياد ملاقلي پور راهي مراسم اسكار شد . كميته انتخاب اگر از تجربه سال گذشته درس گرفته باشد مي داند كه فيلم هاي ژانر " دفاع مقدس " در آكادمي اسكار راه به جايي نمي برند .

بيشترين و تنها افتخاري كه سينماي ايران در اسكار كسب كرده متعلق به يكي از فيلم هاي " مجيد مجيدي " است .

با اين حال مجيد مجيد شناخته شده ترين چهره سينماي ايران در آكادمي اسكار است كه امسال هم مي تواند موفقيت گذشته اش را تكرار كند .

تنها مشكل فيلم براي معرفي به اسكار اين بود كه " آواز گنجشك ها " اكران داخلي نداشت كه اين مشكل هم با اكران 9 روزه فيلم در شهر دور افتاده اي به نام " سلماس " حل شد . از اين اقدام شتاب زده مي شود فهميد كه احتمالا فيلم مجيدي شانس بيشتري براي حضور در اسكار دارد .

 اين كه فيلم " آواز گنجشك ها " در ماراتن نفس گير اسكار از چه جايگاهي برخوردار مي شود پرسشي است كه براي يافتن پاسخ آن بايد چند ماه ديگر صبر كرد .

 

 

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 0:26 |