تبليغاتX
فيلم نگار

معادله اي كه بر هم خورد

نگاهي به پرونده بازيگري در جشنواره فيلم فجر


حساس ترين و جذاب ترين بخش اختتاميه جشنواره فيلم فجر، اهداي سيمرغ ها به بهترين بازيگران است. شايد به آن دليل كه سيمرغ هاي اين بخش، شخصي تر و خاص ترند. فيلم ها چند هفته اي مهمان پرده هايند و مي روند. اما بازيگراني كه موفق به كسب عنوان «بهترين» بشوند، به مدت يك سال در كانون توجهات قرار مي گيرند و نامشان بر سر زبان ها مي افتد.
در فهرست بازيگران برگزيده امسال چند «پديده» داشتيم و چند بازيگر قديمي و شناخته شده. در مراسم پاياني جشنواره بيست و ششم، بازيگراني بر روي سن رفتند كه تا پيش از آغاز اين ضيافت فرهنگي، موفقيت شان قابل پيش بيني نبود. تصور بيشتر منتقدان بر اين بود كه نام افراد ديگري، به عنوان نفرات برتر حوزه بازيگري مطرح شود. دليل اين ابهام و غيرقابل پيش بيني بودن را، بايد در سياست هاي جديد مسئولان جشنواره جستجو كرد. چندين فيلم گرفتار توقيف و جرح و تعديل شدند و همين نكته، معادلات را برهم زد. چندين فيلم از رسيدن به مرحله مسابقه سينماي ايران بازماندند و در نتيجه، تعدادي از بازيگران از گردونه رقابت خارج شدند يا اين كه حضورشان كمرنگ شد.
بازيگران خارج از محدوده
«حميد فرخ نژاد» را بايد بدشانس ترين بازيگر جشنواره امسال دانست. او درخصوص فيلم هاي توقيف شده، دارد به يك ركورد عجيب و غريب دست پيدا مي كند. با اين كه گفته مي شد، بازي يك دست او در دو فيلم كمدي آتشكار (محسن اميريوسفي) و پوست موز (علي عطشاني) بسيار ديدني از آب درآمده، اما هيچ كدام از اين دو فيلم شانس نمايش و حضور در جشنواره امسال را پيدا نكردند.
«فرخ نژاد» در «آتشكار»، نقش يك كارگر را بازي كرده كه براي گرفتن تصميمي با روح پدرش درگير مي شود. در «پوست موز» نيز ايفاگر نقش جوان ثروتمندي به نام «حميد» است كه بر اثر تصادف به «كما» مي رود و روحش در عالم برزخ عاشق روح دختري جوان مي شود.
علت اصلي توقيف فيلم «پوست موز» را طرح مسائل بحث برانگيز سياسي و اجتماعي و شوخي با موضوعاتي چون «سقوط هواپيما در ايران» و «زندگي منفعت طلبانه يك حاجي بازاري» دانسته اند.از سه فيلم اين بازيگر فقط فيلم «حقيقت گمشده» به نمايش درآمد.«احمد احمدي» كارگردان اين فيلم در نشست مطبوعاتي «حقيقت گمشده» بازي روان فرخ نژاد را يكي از ويژگي هاي مثبت فيلم خواند. وي به اين نكته اشاره كرد كه اين بازيگر براي نزديك شدن به نقش خود، بيش از ١٠ كيلوگرم وزن كم كرده است. ضمن اين كه فيلم «سفر سرخ» به كارگرداني «فرخ نژاد» نيز توقيف شده است. وي يك فيلم توقيف شده ديگر نيز در كارنامه اش دارد. فيلم «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتمي كيا كه پس از گذشت دو سال، هنوز تكليف نهايي نمايش آن، مشخص نشده است.«پرويز پرستويي» نيز از بازيگراني بود كه با تصميم هيئت انتخاب مبني بر فرستادن فيلم «صدسال به اين سال ها» (سامان مقدم) به بخش مهمان جشنواره، در رديف غايبان جشنواره امسال قرار گرفت. (اين فيلم به درخواست كارگردان از بخش مهمان نيز بيرون كشيده شد.)خيلي ها اميدوار بودند «رضا كيانيان»، در جشنواره امسال نيز برگ برنده اي جديد رو كند و دوباره بدرخشد. او پيش از اين براي بازي در فيلم «خانه اي روي آب» ساخته «بهمن فرمان آرا» برنده سيمرغ جشنواره بيستم شده بود. اتفاقي كه امسال به دليل تمايل نداشتن اين كارگردان، به حضور فيلمش در جشنواره و ماجراي اختلافش با هيئت بازبيني بر سر حذف يك سكانس تكرار نشد. فيلم «خاك آشنا» چند بازيگر مثل «رضا كيانيان»، «رويا نونهالي» و «بيتا فرهي» داشت و در صورت حضور در جشنواره، مي توانست معادلات حوزه بازيگري را برهم زند.«صدسال به اين سال ها» ديگر فيلم تعيين كننده رضا كيانيان بود كه بنا به دلايل گفته شده از فهرست فيلم هاي جشنواره كنار رفت.امسال «رضا كيانيان» را فقط در چند سكانس از فيلم «هميشه پاي يك زن درميان است» ديديم. حضوري كوتاه اما متفاوت. خود او نيز در نشست خبري به اين نكته اشاره كرد. وي از اين كه يكي از منتقدان درباره غيرقابل پيش بيني بودن نقش هايش صحبت كرد خوشحال شد و گفت: «سال ها بود آرزو مي كردم اين جمله را بشنوم.»در صورت حضور فيلم «صدسال به اين سال ها» در جشنواره، تنها نقش آفريني «پرويز پرستويي» را هم مي ديديم. بازيگري كه غيبتش در جشنواره امسال به وضوح احساس مي شد. او تنها بازيگري است كه سه سال پياپي، موفق به كسب سيمرغ بازيگري شده است («مارمولك»، «بيد مجنون» و «به نام پدر»).آن ها كه فيلم «دايره زنگي» (پريسا بخت آور) را ديده اند مي گويند «گوهر خيرانديش»، «باران كوثري» و «محمدرضا شريفي نيا» بازي هاي خوبي ارائه داده اند. اگر اين فيلم به بخش مسابقه راه مي يافت...يادمان باشد درباره جشنواره بحث برانگيز بيست و ششم صحبت مي كنيم. جشنواره اي كه به شدت گرفتار «اما» و «اگرها» بود. اتفاقي كه فهرست فيلم هايش بارها و بارها، دستخوش تغيير و تحول شد. در نتيجه اين تغيير و تحولات فقط فيلم هايي مورد داوري قرار گرفتند كه توانسته بودند هفت خان جشنواره را به سلامت طي كنند. شايد اگر هيئت انتخاب با برخي كارگردان ها مهربانانه تر برخورد كرده بود، نتايج برگزيدگان غير از فهرستي بود كه الان، شاهدش هستيم.

ماراتن نفس گير بازيگران نقش اول زن

در بخش بازيگران نقش اول زن با حضور «الناز شاكردوست»، «گلشيفته فراهاني» و «هنگامه قاضياني»، رقابت بسيار تنگاتنگ بود. نكته جالب در مورد اين فهرست، اين كه داوران دو رديف را خالي گذاشته اند.

يعني هيئت داوران در ميان فيلم هاي متوسط امسال به جز اين سه نفر، هيچ بازيگر ديگري را نتوانستند برگزينند كه حتي شايسته نامزدي باشد.از بين اين سه، دو نفر براي نخستين بار بود كه در جشنواره فجر نامزد مي شدند. «شاكردوست» پيش تر دوبار در جشن خانه سينما نامزد شده بود و «قاضياني» نخستين نقش اولش را تجربه مي كرد. در اين بين فقط «گلشيفته فراهاني» بود كه يك بار براي «درخت گلابي» داريوش مهرجويي سيمرغ بازيگري بخش بين الملل را گرفته بود. يك بار نيز با فيلم «اشك سرما» نامزد دريافت سيمرغ شده بود.تجربه سال هاي پيش نشان مي دهد كه جشنواره فجر، به بازيگران تازه كار بيشتر روي خوش نشان مي دهد تا بازيگران با تجربه و پيشكسوت. مصداق اين مدعا بازيگراني چون «فرشته صدرعرفايي»، «ليلا زارع»، «كامبيز ديرباز»، «حسين عابديني»، «پگاه آهنگراني» و «ترانه عليدوستي» هستند كه در اولين تجربه هايشان، دست پر از جشنواره فجر بازگشتند. 

ضمن اين كه عنوان برترين بازيگر معمولا شامل حال فيلم هايي مي شود كه خود فيلم نيز در بخش هاي بهترين فيلميا بهترين كارگرداني مورد توجه قرار گرفته باشد.با در نظر گرفتن اين دو نكته مي توان دلايل اهداي سيمرغ به بازيگر ناشناخته فيلم «به همين سادگي» را تحليل كرد. البته «هنگامه قاضياني» استحقاق دريافت اين جايزه را داشت. او توانست با استفاده از شگردهاي حسي اش به زيبايي، تنهايي «طاهره» را براي مخاطب باورپذير كند و بازتاب دهنده دلشوره هاي پنهان قهرمان داستان باشد.

       
بازيگران مرد و يك سیمرغ سرنوشت ساز برای امین حیایی

درباره نامزدهاي بازيگر نقش اول مرد نيز مي توان موضوع را تجزيه و تحليل كرد. از بين فهرست پنج نفره ارائه شده، دو نفرشان پيشتر موفق به دريافت سيمرغ شده بودند. «محمدرضا فروتن» در كارنامه اش دو سيمرغ بازيگري براي فيلم هاي «قرمز» و «به آهستگي» دارد.«حبيب رضايي» هم يك بار براي فيلم «اينجا چراغي روشن است» طعم سيمرغ را چشيده و براي فيلم «آژانس شيشه اي» هم ديپلم افتخار گرفته است.اهداي سيمرغ به «امين حيايي»، يكي از اتفاقات غيرقابل پيش بيني جشنواره امسال بود. ستاره اي كه سال هاي سال استعدادهايش را، صرف فيلم هاي پيش پا افتاده كرد و هر بار سعي كرد در نقش فرشته نجات فيلم هاي تجاري ظاهر شود. او پيش از اين چندين بار نشان داده بود كه در فيلم هاي غيرتجاري نيز مي تواند درخشش خوبي داشته باشد.او چندين بار با فيلم هاي «زن زيادي» (تهمينه ميلاني)، «مهمان مامان» (داريوش مهرجويي) و «براده هاي خورشيد» (محمدحسين حقيقي) تا آستانه دريافت سيمرغ نيز پيش رفت. بايد منتظر بمانيم و ببينيم آيا اين سيمرغ، مسير بازيگري او را تغيير مي دهد، يا او همچنان تمايل دارد به پيشنهادهاي فراوانش براي حضور در فيلم هاي سطح پايين پاسخ مثبت دهد.«حيايي» در فيلم «شب» (رسول صدرعاملي) بازي موفقي دارد و سعي مي كند پابه پاي «عزت  الله انتظامي» نقش آفريني كند. كنش هاي رفتاري اين بازيگر، همچون مراقبت افراطي اش از متهم و بده و بستان هاي طنزآميزش با انتظامي در كنار لهجه شيرين مازندراني اش به نقش وي گرماي خاصي بخشيده است.در بخش بهترين بازيگر زن نقش مكمل، رقابت اصلي بين «افسانه بايگان» براي فيلم «كنعان» و «مهتاب نصيرپور» براي فيلم «فرزند خاك» بود. در اين بخش نيز هيئت داوران موفق به كشف استعدادهاي جديدي نشد و جايزه را به بازيگر تئاتر يعني «مهتاب نصيرپور» اهدا كرد. بازيگري كه برجسته ترين كارهايش در سينما بازي در دو فيلم بهرام بيضايي (مسافران و سگ كشي)، فيلم صدرعاملي (من ترانه ١٥ سال دارم) و فيلم حاتمي كيا (به نام پدر) بوده است كه به خاطر آن در جشنواره دو سال پيش طعم سيمرغ را چشيد.
«محسن طنابنده» نيز براي فيلم «استشهادي براي خدا»، برنده سيمرغ نقش مكمل مرد شد. بازيگري كه امسال وارد سينما شده و فيلم «دوست داشتن را هجي كن» ديگر تجربه اوست. بدين ترتيب دفتر بازيگران برگزيده جشنواره امسال با اهداي سيمرغ به دو بازيگر نام آشنا (امين حيايي و مهتاب نصيرپور) و دو بازيگر پديده («هنگامه قاضياني» و «محسن طنابنده») بسته شد.

بازيگراني كه ديده نشدند
اين مطلب را با اشاره به نام بازيگراني به پايان مي بريم كه در فيلم هاي امسال خوش درخشيدند اما چندان مورد توجه قرار نگرفتند.«ترانه عليدوستي» در فيلم «كنعان» در قالب نقشي فرورفت كه هيچ شباهتي با نقش هاي پيشينش نداشت. «حامد بهداد» نيز با ارائه يك بازي روان و گيرا در نقش يك جوان روان پريش در فيلم «حس پنهان» (مصطفي رزاق كريمي) نظر مثبت منتقدان را به سمت خودش جلب كرد، اما نامش حتي در رديف نامزدها نيز قرار نگرفت. «بهرام رادان»، برنده سيمرغ بهترين بازيگر مرد جشنواره گذشته، امسال در نقشي كوتاه در فيلم «كنعان» بازي كرد. آن قدر كوتاه كه بازي زيبايش زير سايه ديگر بازيگران فيلم گم شد.«نگار جواهريان» در فيلم موفق «تنها دوبار زندگي مي كنيم» نقش دختري سرخوش و پرنشاط را بازي كرد. نقشي كه به گفته خودش در تمام لحظات آن بايد مي خنديد. او يكي از بازيگران شاخص جشنواره امسال بود، كه به خاطر حضور فيلم در بخش «نگاه اول» بازي اش مورد داوري قرار نگرفت.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 21:10 |
نگاهی به فیلم "شب" ساخته رسول صدر عاملی : نه ، سفارشی نبود


همین ابتدای مطلب باید تکلیفمان را با اصطلاح " سفارشی بودن " روشن کنیم . کارگردان سفارشی ساز کارگردانی است که علایق و سلایق سفارش دهنده را دریافت می کند و محتوایی منطبق با آنچه سفارش دهنده کار خواسته تحویلش می دهد . بنابر این تعریف اگر فیلمسازی مثل صدر عاملی مثل " صدر عاملی " چارچوب کلی پروژه را در نظر بگیرد و فیلمی همخوان با اعتقادات قلبی اش بسازد ، دیگر نمی توان به فیلمش انگ سفارشی بودن زد . " شب " چنین اثری است . همان جزییات و ریزه کاری هایی که " من ترانه پانزده سال دارم " را دیدنی کرده بود ، در شب نیز دیده می شود . فیلمی که حس معنوی آدمهای به شدت زمینی را نشان می دهد . . شخصیت های " شب " هنگامی که دست به دعا برمی دارند ، دوست داشتنی تر می شوند . چون پیش تر با آنها همذات پنداری کرده ایم و می توانیم احوالاتشان را در آن لحظه درک کنیم . به همین خاطر است که نیایششان بوی تظاهر و ریا نمی دهد . نامزد گروهبان ( امین حیایی ) دوست دارد کار انتقالی اش درست شود ، گروهبان به دنبال این است که زودتر به مجلس عروسی اش بسد و متهم فراری را بیابد متهم به دنبال برآورده کردن خواسته های مادرش است و ...

 

 در این زنجیره اتفاقات، تحول شخصیت ها منطقی و باورپذیر طراحی شده است . قرار نیست متهم ( عزت ا... انتظامی ) به یک باره به یک آدم مقدس و پرهیزگار بدل شود . درست در یک لحظه دلش می گیرد و اشکش جاری می شود . واکنشش هم در همین حد است که در همان نقطه ای که هست توقف می کند و از حرم بیرون نمی رود تا از آن حال و هوا خارج نشود .

 

لوکیشن های شب محدود اند . منتها انتظامی و حیایی در همان فضای بسته بده و بستان های خوبی دارند و به ریتم فیلم سرعت می بخشند . شوخی های انتظامی خوب از آب در آمده و حس تعلیقی که از احتمال فرار او ناشی می شود ، موجب درگیری بیشتر مخاطب با اثر شده است . اصرار گروهبان برای مراقبت از متهم و کنترل او در شرایط بحرانی ( مثل لحظه ای که حالش به هم می خورد و همچنان با یک دستش انتظامی را گرفته است ) به تدریج بدل به یک عنصر تکرار شونده و بخشی از هویت گروهبان می شود .

 

اشتیاق بیش از حد متهم برای دیدن حرم موجب شده که فیلم حال و هوای معنوی دلنشینی پیدا کند . هنگامی که متهم در زائر سرای نزدیک حرم اقامت کرده و تلاش می کند تا پرده را کنار بزند ، ما هم دلمان می خواهد از پشت پرده برای لحظه ای هم که شده ، چشممان به گنبد طلایی حضرت بیافتد و ما هم طعم شیرین زیارت را بچشیم .

 

شب را دوست دارم . به این دلیل که نماهایی از کوچه و خیابان های خاطره انگیز مشهد را نشانمان می دهد . به این خاطر که قطعه ای از سینمای نجیب و قابل احترام " رسول صدر عاملی " است . چون می دانم برای اینکه بتواند دوربینش را داخل حرم برد ، و چند نمای محدود بگیرد چه خون دل هایی خورده است و ...

 

خیلی بی انصافی است که بخواهیم این همه ذوق و تلاش را با یک کلمه " سفارشی " نادیده بگیریم .

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 2:40 |
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 1:0 |
در زندگی جشنواره هایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا میخورد و ...
 
در زندگی جشنواره هایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا میخورد و می تراشد. جشنواره ای که کفگیر سوژه هایش به ته دیگ خورده است . خسته شدیم از بس در این چند روز فیلمهای شبیه به هم و بی مایه دیدیم . فیلم هایی که انگار همه شان از روی دست هم کپی کرده اند . یعنی واقعا در مملکت به این بزرگی هیچ موضوعی به جز "چگونگی روابط زن و مرد " نیست که بشود در باره اش فیلم ساخت ؟ " به همین سادگی " را می بینیم . فرض می کنیم که زندگی سرد و روزمره یک زن و " کم رنگ بودن رابطه او با همسرش" موضوع مهمی است و پرداختن به آن ضروری . کنعان را می بینیم . همان زن و مردند که در آستانه طلاق قرار گرفته اند . " همیشه پای یک زن در میان است " را می بینیم . چه جالب . دوباره همان زن و شوهر در قالب دیگری ظاهر شده اند . آنها چند گام جلوتر رفته و رسما طلاق گرفته اند . بعد می فهمیم که زن ها مثل اکسیژن اند و مردها بدون آنها کبود می شوند . می فهیم که اگر یک زن طلاق بگیرد مردی دیگر شفا می گیرد . خسته شدیم از این همه تکرار .از اینکه این چند روزه همه اش درباره بحران میانسالی در زندگی مشترک صحبت کردیم . منتقد فیلم هایمان شده اند مشاوران ازدواج و طلاق و روشن کننده چراغ ارتباط زنان و شوهران پیر و جوان .
دیشب "حس پنهان" را دیدم . باز صد رحمت به فیلم های قبلی . سرتاسر ش پر بود از تکرار الگو های کلیشه شده . معجونی از تمام فیلم هایی که تا به حال دیده ایم . آشنا شدن بر اثر تصادف ماشین ( سلطان ) جمع شدن در کافی شاپ ( اعتراض ) ، سست شدن پایه های زندگی مشترک به خاطر عشق ممنوعه ( اقلیما ، چهار شنبه سوری ) زن روان شناسی که زندگی اش دچار چالش می شود ( باغ فردوس ، پنج بعد از ظهر ) صدای مشکوک زنگ تلفن و تکرار آن ( دستهای خالی ) کشته شدن مرد عاشق پبشه (قرمز ) و ...
باز هم این بازی را ادامه دهیم ؟ نه بس است . یک نکته را یادم رفت . بخش زیادی از فیلم هم از تبلیغ تلویزیونی " دایتی داره بستنی ، بستنی آی بستنی ، با شکل های خوشگل و جورواجور و خواستنی " گرفته شده بود .
در این فضا صحبت کردن درباره خلاقیت فیلمساز و طراوت اثر و ... بحث خنده داری است . ادامه بدهیم ؟ نه بس است . اگر بخواهیم ادامه بدهیم باید چند صفحه غر بزنیم که چرا همین فیلم های کسل کننده را هم بی نظم و بی تصویر و بی صدا و بر عکس و .... نشان می دهند و ....

در زندگی جشنواره هایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا میخورد و ...
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 4:11 |

دیده ها و شنیده های جشواره بیست و ششم / وقتی همه خواب بودند

به همین سادگی : داستان زنانه ، فضای آپارتمانی ، دغدغه های زن ایرانی خانه دار از طبقه متوسط ، نگرانی های پنهان یک زن ، سکوت و آرامش ، ظرافت در شخصیت پردازی و نمایش رابطه مادر و پسر بچه اش ، روابط سرد شهری ، تنهایی یک زن ، سینمای اجتماعی ، دور شدن از سینمای دینی ، گنجاندن نشانه های مذهبی همچون استخاره و قرآن و صدای اذان ، واقعگرایی ، گرفتار شدن در حلقه تکرار و روز مرگی ، برداشت از کتاب " چراغ ها را من خاموش می کنم " زویا پیرزاد ، سیمای زنی در دوردست ، بدبختی در حد و اندازه ای که دیگران آن را سفید بختی می دانند ، شیطنت های بچه گانه سینمای روشنفکرانه ، روایت بی تعلیق و کم کنش ، داستانی که خیری دیر شروع می شود یا بهتر بگوییم اصلا شروع نمی شود ، سینمای جشنواره ای ، عدم توفیق در گیشه ، چمدان خالی یک زن ، تردید ، وقتی همه خواب بودند

هامون و دریا : مثلا ستایش موسیقی ، مثلا توجه به هویت بومی و ملی ، تراژدی که منجر به کمدی می شود ، نمایش بیابان و شتر و کویر و تشنگی ، به ظاهر داستانی با لایه های عرفانی ، داستان پردازی ضعیف از مضمونی که پیش تر به زیبایی در درخت گلابی تصویر شده بود ، عشق آتشین دو نوجوان دختر و پسر ، دوتار نوازی و تعزیه و همه چیزهایی که باعث می شوند در ظاهر فکر کنیم فیلم متعلق به "سینمای ملی" است ، فیلمی در ژانر کودکان و نوجوانان که نه می تواند نوجوانان را سرگرم کند و نه می تواند از خنده های بزرگسالان جلوگیری کند .

آتش سبز : گنگی و ابهام در دمای منهای ۲۰ درجه ، سردرگمی ، مثلا مرور تاریخ و هویت فرهنگی ایران ، داستان بی سر و ته ، اجرای سخت و بی نتیجه یک فیلمنامه بی در و پیکر ، فیلمی که دوست داری همان اولش  از سینما بیرون بروی ولی فکر می کنی شاید یک خبر هایی بشود ، سرگیجه ، زنی که با یک مرد مرده ازدواج کرده است ، همسری که اعتراف می کند مرده است ، آدم هایی که در مقاطع تاریخی جابجا می شوند ، تئاتر و نمایش به اضافه سینمای مستند

 

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 23:27 |

حاشیه های پر رنگ تر از متن

عكاسان هنوز با جشنواره قهرند



* «محمدرضا اصلاني» كارگردان فيلم «آتش سبز» در نشست مطبوعاتي اين فيلم، با اشاره به حادثه پيش آمده براي پگاه آهنگراني، در مرحله فيلم برداري گفت: از بازيگرم تشكر مي كنم كه به خاطر من آسيب ديد اما به هيچ وجه گله مند نبود.
* امين اصلاني پسر كارگردان «آتش سبز»، كه كار تدوين فيلم را انجام داده بود گفت: در «آتش سبز» يك پلان چهار دقيقه اي داريم كه يكي از طولاني ترين، پلان هاي سينماي ايران است.
* پورصمدي فيلم بردار «آتش سبز» در پاسخ به اين سوال كه چرا حركت هاي دوربين غيرمنطقي است گفت: كساني كه با كارهاي اصلاني آشنايي دارند، مي دانند كه در ديگر فيلم هاي ايشان حركت دوربين عجيب و غريب تر است. وي افزود: در اين فيلم توانستم با استفاده از طبيعت و معماري زيباي شرق خراسان، به يك بيان بصري خاص برسم.
*پگاه آهنگراني بازيگر فيلم «آتش سبز» گفت: من يك بازيگر غيرحرفه اي ام و تكنيك هاي بازيگري را بلد نيستم. خودم هم نفهميدم كه چگونه به نقش نزديك شدم.
" مهتاب كرامتي ديگر بازيگر اين فيلم گفت: وقتي تهيه كننده بازي در اين فيلم را به من پيشنهاد داد شرايط را نپرسيدم، بلكه يك راست رفتم تا كار كنم.
*در نخستين روز برگزاري جشنواره يك مورد تغيير و جابه جايي در فهرست برنامه سينماي رسانه ها انجام شد. فيلم «آتش سبز» به سئانس چهارم و به جاي آن فيلم «١٤۰٨» به نمايش درآمد

*اطلاعات مربوط به برنامه هاي سالن هاي نمايش، از طريق پيام كوتاه ٢٠٠٠٠٧ براي سينما دوستان ارسال مي شود.
*در سالن سينما صحرا نمايشگاه كتابي برپا شده و ٣٠عنوان كتاب سينمايي از انتشارات بنياد سينمايي فارابي ،با ٢٠ درصد تخفيف به فروش مي رسد.
* خبرنگاران و منتقدان از جلسات نمايش و نقد و بررسي فيلم هاي خارجي استقبال نمي كنند.
* براي ورود خبرنگاران به داخل سالن مطبوعات، امسال كنترل بيشتري صورت مي گيرد، مسئولان سالن باتوجه به باركدي كه بر روي كارت خبرنگاران نصب شده جعلي نبودن كارت آنها را بررسي مي كنند.

نخستين روز جشنواره سينماي مطبوعات؛ به دليل تذكر براي رعايت حجاب به يك خانم، موجب اعتراض و درگيري لفظي اين خانم شد.
* گويا تحريم عكاسان در جشنواره فجر همچنان ادامه دارد چون روز اول فقط تعداد محدودي عكاس ديده مي شدند. برعكس نشست هاي نقد و بررسي سال هاي گذشته امسال از حضور عكاسان خبري نيست.
* سينماي مطبوعات در هر روز ٦ سئانس برنامه ريزي شده است و طبق اين برنامه آخرين فيلم ساعت ٢٣ نمايش داده مي شود كه اين مسئله موجب نارضايتي مطبوعاتي ها شده است.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 0:59 |

شاید این ۹ نفر

درباره کارگردانان حاضر و غایب جشنواره بیست و ششم

عيار و اعتبار جشنواره فيلم فجر، هر سال با ميزان حضور كارگردانان مطرح آن سنجيده مي شود. فيلم سازاني كه مي توانند تا حد زيادي تنور اين ضيافت ده روزه سينمايي را گرم تر كنند و خبرنگاران را در استفاده از ارزش خبري «شهرت»، ياري دهند.مهم ترين و شايد ناخوشايندترين ويژگي جشنواره امسال، غيبت بسياري از كارگردانان صاحب نام و پيشكسوت سينماست.«داريوش مهرجويي»، «بهرام بيضايي»، «مسعود كيميايي»، «ناصر تقوايي»، «ابراهيم حاتمي كيا»، «احمدرضا درويش»، «فريدون جيراني»، «رخشان بني اعتماد»، «كيومرث پوراحمد»، «خسرو سينايي» و... در فهرست غايبان جشنواره امسال قرار مي گيرند.ما در اين گزارش نيمه پر ليوان را ديده ايم و به بررسي فعاليت ده تن از كارگردانان مطرح جشنواره امسال پرداخته ايم. افرادي كه مي توانند به رقابت امسال گرما بخشند و چراغ آن را روشن نگه دارند.

مجيد مجيدي
مطمئن باشيد كه داوران جشنواره، از همين حالا چند سيمرغ و ديپلم افتخار براي فيلم «آواز گنجشك ها»ي مجيدي، كنار گذاشته اند. نقطه قوت كارنامه مجيدي ايجاد نوعي حس شاعرانه در آثارش است كه مي تواند به خوبي آن را به مخاطب منتقل كند. اين كارگردان در دو فيلم اخيرش، رويكردي اجتماعي را در پيش گرفت و آدم هاي قصه اش را در دل جامعه اي نامتعادل قرار داد.
«آواز گنجشك ها» را مي توان در دسته فيلم هاي جديد مجيدي جاي داد، او اين بار داستاني اجتماعي، شهري را دستمايه كار خود قرار داده است كه در آن كارگري شهرستاني، پس از اخراج از مزرعه شترمرغ براي پيدا كردن كار به تهران مي رود.نكته جالب توجه اين كه مجيدي همچون فيلم هاي نخستينش در اين فيلم نيز به سراغ نابازيگران رفته است.مجيدي اواخر سال ٨٥، براي تعيين بازيگران فيلم «آواز گنجشك ها» فراخواني منتشر و بازيگرانش را پس از تست بازيگري انتخاب كرد. حضور هم زمان جديدترين ساخته مجيدي در جشنواره فيلم برلين، موجب شده است اين فيلم از درجه اهميت بالاتري برخوردار شود.
كمال تبريزي
به نظر مي رسد وي با جديدترين فيلمش با عنوان «هميشه پاي يك زن درميان است»، مي خواهد بازگشتي به سينماي كمدي داشته باشد.
تبريزي اصرار داشت كه فيلم جديدش، قبل از جشنواره اكران شود. زيرا او مي داند فيلم هايي كه از مسير جشنواره مي گذرد، معمولا در معرض حاشيه و جنجال قرار مي گيرد.و اين اتفاق نيز مي تواند احتمال توقيف فيلم را تقويت كند.اين كه چه سرنوشتي در انتظار فيلم جديد تبريزي است، هنوز مشخص نيست اما بدون ترديد امسال نيز او دوباره خبرساز خواهد شد.
رضا ميركريمي
وي در حال حاضر، چندين سمت دولتي و غيردولتي را عهده دار است كه مهم ترينش مديرعاملي خانه سينماست. به دليل حجم بالاي كارهاي اجرايي و مديريتي اش برخي اوقات فراموش مي كنيم كه ميركريمي زماني در عرصه فيلم سازي هم فعاليت داشته است.وي كارگردان بهترين فيلم جشنواره بيست و سوم فجر است( خيلي دور- خيلي نزديك) فيلمي كه در آن جشنواره در شش رشته مورد تقدير قرار گرفت. آن گونه كه از شنيده ها برمي آيد، ميركريمي در فيلم جديدش «به همين سادگي»، از گونه (ژانر) معناگرا فاصله گرفته و لايه هاي اجتماعي اثرش را پررنگ تر كرده است.
رسول صدرعاملي

وي پس از ساخت سه گانه اي موفق با موضوع «بحران ها و معضلات اجتماعي دختران نوجوان» به سراغ سينماي شخصي اش رفته است. صدرعاملي تاكنون دو فيلم از سه گانه «شهري كه دوست مي دارم» را، با نام هاي «شب» و «هر شب تنهايي» تكميل كرده است.
او در اين سه گانه در قالب سه داستان مجزا شور و شوق معنوي شيفتگان و زائران امام هشتم(ع) را به تصوير كشيده است. از آن جا كه تمامي فيلم برداري اين دو فيلم، در مشهد صورت گرفته است، اشتياقمان براي تماشاي آن ها بيشتر مي شود.

محمدرضا اصلاني
اين كه كارگرداني پس از سي سال دوري از سينماي بلند داستاني به اين حوزه بازگشته، به خودي خود موضوعي جذاب و خبرساز است.نكات ديگري نيز وجود دارد كه موجب مي شود ساخته جديد «اصلاني» در كانون توجه قرار گيرد. حضور «عزت  الله انتظامي»، پيشكسوت سينما -كه اين روزها به سادگي هر پيشنهادي را نمي پذيرد- حادثه ديدگي پگاه آهنگراني و مصدوميت شديد وي هنگام فيلم برداري و آواز همايون شجريان روي اين فيلم، مولفه هايي است كه سينمادوستان را براي ديدن فيلم «آتش سبز» ترغيب مي كند. اصلاني سي سال قبل «شطرنج باد» را به عنوان نخستين فيلم داستاني اش ساخت و پس از آن به مستندسازي و تدريس سينما روي آورد.
ماني حقيقي
بيشتر شهرت او به مشاركتش، در نوشتن فيلم نامه موفق «چهارشنبه سوري» برمي گردد. اين اتفاق خوشايند، يك بار ديگر در فيلم جديد او تكرار شده است.فيلم نامه «كنعان» به صورت مشترك توسط «ماني حقيقي» و «اصغر فرهادي» نوشته شده است. از اين رو انتظار مي رود «كنعان» يكي از برگ هاي برنده جشنواره امسال باشد. دو فيلم قبلي او (آبادان و كارگران مشغول كارند) بيشتر براساس ذائقه و سليقه جشنواره ها ساخته شده بود و تاكنون در داخل كشور به نمايش درنيامده است. او امسال با «كنعان» به سينماي قصه گو روي آورده است و با بهره گيري از ستارگاني چون «ترانه عليدوستي» و «بهرام رادان»، قصد دارد مخاطبان بيشتري را با خود همراه سازد.
بهمن فرمان آرا
وي فعاليت سينمايي اش را از سال ١٣٥٠ با كارگرداني فيلم هاي مستند و كوتاه و ٢ فيلم بلند آغاز كرد.فيلم «بوي كافور، عطر ياس» نخستين ساخته بعد از انقلاب وي، محسوب مي شود. او با دو فيلم ديگر - «خانه اي روي آب» و «يك بوس كوچولو» - سه گانه اي را، با مضمون «مرگ» كارگرداني كرد. فرمان آرا هر سه فيلمش را به جشنواره اي كه در دولت اصلاحات برگزار مي شد، ارائه داد و هر بار با دست پر به خانه بازگشت. او امسال با فيلم «خاك آشنا» به جشنواره فجر بيست و ششم آمده است تا سليقه داوران دولت نهم را نيز بسنجد.

خسرو معصومي
«رسم عاشق كشي»، مطرح ترين فيلم اين كارگردان محسوب مي شود. فيلمي كه در جشنواره بيست و دوم موفق به دريافت سيمرغ بهترين بازيگر نقش اول زن (گوهر خيرانديش) شد. اين فيلم همچنين در رديف نامزدهاي بهترين فيلم قرار گرفت. «خسرو معصومي» پس از كارگرداني دو فيلم گيشه اي «پر پرواز» و «دلباخته» شيوه ديگري را در پيش گرفت و به ساخت فيلم هاي فرهنگي و ارزشمند روي آورد. «جايي در دوردست» و «باد در علفزار مي پيچد» دو فيلم ديگري است كه ويژگي هاي رويكرد جديد وي را آشكار مي كند. معصومي امسال با فيلم «باد در علفزار مي پيچد»، در جشنواره فجر شركت كرده است. فيلمي كه به گفته خودش آخرين بخش از سه گانه اش را تكميل مي كند.

پريسا بخت آور
«دايره زنگي» نخستين ساخته «پريسا بخت آور» است. با اين حساب شايد تعجب كنيد كه چرا نام او را دراين فهرست ده نفره جاي داده ايم. علت نخست اين كه او تنها كارگردان زن جشنواره امسال است كه فيلمش، در بخش مسابقه حضور دارد. (تهمينه ميلاني درخواست كرده است كه تسويه حساب در بخش مهمان نمايش داده شود).
بخت آور براي جشنواره امسال «دايره زنگي» را تدارك ديده است كه پيش بيني مي شود به يكي از پرفروش ترين هاي اكران ٨٧ بدل شود. او توانسته است ستاره هاي زيادي همچون مهران مديري، باران كوثري، بهاره رهنما، امين حيايي، گوهر خيرانديش و محمدرضا شريفي نيا را در اين فيلم دور هم گرد آورد.
او همسر اصغر فرهادي است و احتمالا در ساخت «دايره زنگي»، از كمك هاي همسرش در امر كارگرداني بي نصيب نمانده است.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 22:37 |
 

من الان در سینما صحرا هستم . در جشنواره  امسال خبری نیست . هست ؟ سینما در اولین روز ساکت و آرام است  و این برمی گردد به تصمیم غیر منطقی برگزار کنندگان مبنی بر تفکیک بخش سینمای ایران و بین الملل . قرار است هر روز ۲ - ۳ تا فیلم ایرانی نمایش دهند برای خالی نبودن عریضه. از فیلم های امروز آتش سبز و کنعان نرسیدند . به همین سادگی هم که در برنامه امروز است بعید می دانم نمایش داده شود . چند تا لینک در بخش پیوند های روزانه اضافه کرده ام . آن هم برای خالی نبودن عریضه .

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 1:16 |

نگاهي به مجموعه تلويزيوني «روزگار قريب» ساخته كيانوش عياري

                                  سرشار از سادگي و صميميت

مجموعه تلويزيوني «دكتر قريب» را بايد در مقايسه با سريال هايي كه چارچوب زندگي نامه اي دارند، مورد بررسي قرار داد. دراين گونه سريال ها افراد شاخص و شناخته شده، در حوزه هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، علمي و... در مركز ثقل يك درام قرار مي گيرند. كارگردان نيز با نمايش لحظات تاثيرگذار زندگي آن ها و كنش هاي قهرمانانه شان به روايتي داستاني دست پيدا مي كند. اگرچه كيانوش عياري در سريال «دكتر قريب» نيز از اين ساختار بهره برده است، اما به لحاظ شيوه پردازش داستاني، از انواع مشابهش، از جمله سريال هاي «اميركبير»، «ابوعلي سينا»، «ميرزا كوچك خان» و... متفاوت به نظر مي رسد. مجموعه هاي مذكور بيشترين بار جذابيت شان را، از شهرت تاريخي شخصيت اصلي وام گرفته اند. شخصيت هايي كه زندگي پرافت و خيز و عبرت آموزي را پشت سر گذاشته به همين سبب نامشان در صفحات تاريخ جاودانه شده است. همين شهرت و شدت تاثيرگذاري معمولا موجب شده كه حس كنجكاوي مخاطب، براي آگاه شدن از شرح حال قهرمانان داستان تحريك شود و خواسته يا ناخواسته آن مجموعه تلويزيوني، در رديف آثار مورد پسند عامه قرار گرفته است. وجه تمايز «روزگار قريب» با ساير «سريال هاي زندگي نامه اي» از همين منظر، بيشتر به چشم مي آيد. شهرت اين شخصيت معاصر -دكتر محمد قريب- در نزد بينندگان تلويزيوني در حد و اندازه هاي افرادي چون بوعلي سينا، اميركبير، ميرزاكوچك خان و... نيست. از اين رو بخشي از توان فيلم نامه نويس، بايد صرف معرفي فعاليت علمي دكتر قريب و اهميت درجه بالاي علمي وي شود. به عبارت ديگر نويسنده بايد نخست دكتر قريب را به عنوان فردي شاخص و تاثيرگذار در حوزه پزشكي، به مخاطب شناسانده و جذابيت نمايشي اين شخصيت را بالا برده و سپس با اتكا بر اين موضوع داستان سريالش را پيش ببرد. تمهيدي كه «كيانوش عياري» براي رفع اين مشكل در نظر گرفته، انتخاب همزمان دو برش از زندگي قهرمان داستان و انجام رفت و برگشت هاي زماني بين اين دو مقطع است. دكتر قريب در آخرين روزهاي عمرش در حالي كه بر تخت بيمارستان بستري شده، خاطراتش را از طريق دستگاه ضبط صوت براي آيندگان بازگو مي كند. بدين ترتيب در هر بخش از سريال، مخاطب با دكتر قريب آشنا مي شود كه بنيانگذار علم پزشكي نوين كودكان در ايران است و فقدانش ضايعه اي بزرگ محسوب مي شود. براساس روايت داستان، دكتر قريب از نفوذ معنوي بالايي در جامعه برخوردار است تا آن جا كه افرادي چون «مهندس بازرگان» به ديدنش مي آيند و... «كيانوش عياري» همراه با دكتر قريب و ضبط صوتش، پلي به گذشته مي زند و به اين بهانه چند دهه از تاريخ معاصر كشور را به تصوير مي كشد. البته او به عنوان فيلم سازي با دغدغه هاي اجتماعي، در اين مسير به لايه هاي اجتماعي تاريخ بيشتر علاقه نشان مي دهد تا جنبه هاي سياسي آن. به همين سبب «روزگار قريب» بدل به آيينه اي شفاف، از وضعيت زندگي روستاييان آن زمان و رفتارها و آيين هاي فردي و اجتماعي شان مي شود.تاكيد كارگردان آن هم در جاي جاي سريال، به وضعيت جامعه آن زمان همچون «ناامني راه ها» و «فعاليت راهزن ها»، «حمله وحشيانه به مردم كوچه وبازار»، «قحطي» و «كمبود كالاهاي ضروري مردم»، «استحمام در خزينه»، «مسافرت هاي سخت و جان فرسا به وسيله درشكه»، «مخالفت عده اي متحجر با تاسيس مدرسه» و... همگي قطعه هايي از يك پازل هستند. قطعاتي كه در كنار هم تصويري ملموس و باورپذير، از جامعه اي عقب افتاده و گرفتار در حل مسائل روزمره را به نمايش مي گذارد. «عياري» براي آن كه از چارچوب مورد نظرش خارج نشود، در اقدامي هوشمندانه، بيشتر اتفاقات داستان را با دوسويه اجتماعي و پزشكي طراحي مي كند. پدر و مادر محمد قريب در زمان كودكي، او را براي معالجه بيماري اش به شهر مي برند. اين نكته هم نشان دهنده محدوديت دسترسي روستاييان به پزشك است و هم بستري براي به تصوير كشيدن راه هاي ناامن. پيرزني كه بر بالاي سر مصدوم ورد و جادو مي خواند، نماينده اي از مردم يك روستاست كه به خرافات پوچ بيشتر روي خوش نشان مي دهند تا اصول علمي و واقعي. لطفعلي -با بازي زنده ياد حسين پناهي- نيز يكي ديگر از همين شخصيت هاست كه ادعاي طبابت دارد اما با راه حل هاي غيرمنطقي اش زمينه ساز مرگ حكيم و چند نفر از اهالي آبادي مي شود. همه اين رخدادها «محمد قريب» كوچك را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. او همچون بينندگان سريال ناظر اين اتفاقات تلخ و ناگوار است. وي مشكلات برآمده از حضور نيافتن پزشك در روستا را لمس مي كند و از اين رو، دلبستگي اش به اين حرفه بيشتر مي شود.
در هر قسمت از سريال «روزگار قريب» روايت ماجرا درباره يك موقعيت ثابت (علاقه دكتر قريب به حرفه پزشكي) شكل مي گيرد و داستانك هاي فرعي هر قسمت، مرتبط با اين ايده مركزي ترسيم مي شوند. در اين مسير چينش سكانس ها به گونه اي است كه انسجام و يكدستي روايت حفظ شود. به عنوان مثال سكانس هاي مبارزه دو طيف طرفدار مكتب خانه و مدرسه و زد و خورد بين آن ها، در كنار سكانسي قرار مي گيرد كه دكتر قريب قصد دارد در بستر بيماري -در يك شرايط بحراني- به يكي از كودكان، خواندن و نوشتن بياموزد. بنابراين خاطرات تلخ دكتر قريب درباره مشكلات علم آموزي و اهميت بالاي آن، پيش زمينه اي براي ايجاد انگيزه دراماتيك در شخصيت و كنش هاي بعدي او مي شود.


چيرگي «كيانوش عياري» در آخرين كارش بر گستره اثر از جمله ميزانسن، بازي، فيلم برداري، تدوين و...، از بارزترين امتيازات «روزگار قريب» است. او بيش از پنج سال براي يك سريال ٣٢ قسمتي، وقت و انرژي صرف كرده و همين نكته نشان دهنده دقت و وسواس مثال زدني اين كارگردان در اجراي فيلم نامه است. عياري با جديدترين سريالش ثابت مي كند كه كار در مرحله تلويزيون ساده انگاري و كم كاري نيست زيرا مي توان كار تلويزيوني را نيز در قالبي حرفه اي و خوش ساخت به بيننده عرضه كرد. وي دغدغه هاي اجتماعي اش را با لحني ساده، صادق و سرشار از صميميت بر بستر قصه اي كم كنش اما جذاب بيان مي كند. بخشي از اين سادگي و صميميت نيز از طريق نقش آفريني حساب شده، روان و باورپذير دو بازيگر فرعي (مهران رجبي و حسين پناهي) به مخاطب منتقل مي شود و بخش ديگر اين سريال، نتيجه نگاهي انساني است كه كيانوش عياري به درونمايه داستان اثرش داشته است.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 1:18 |

گفتگو با بلقيس سليماني، درباره كتاب آخرش " بازي عروس و داماد "

بايد بخنديم ، در اين جهان و بر اين جهان

 

بلقيس سليماني متولد ارديبهشت ٤٢ و دانش آموخته كارشناسي ارشد فلسفه از دانشگاه تهران است. او با كتاب «بازي آخر بانو» (رمان برگزيده چهارمين دوره جايزه ادبي اصفهان) مورد توجه نويسندگان و دوستداران داستان بلند قرار گرفت. پس از آن در پاييز امسال كتاب «بازي عروس و داماد» را روانه بازار كرد كه در مدتي كوتاه به چاپ سوم رسيد و با اقبال خوب مخاطبانش مواجه شد. اين كتاب داراي بيش از ٦٠ طرح داستاني و دومين جلد از سه گانه اوست. سه گانه اي كه به گفته «بلقيس سليماني» با انتشار كتاب «خاله بازي» تكميل مي شود. به مناسبت انتشار كتاب «بازي عروس و داماد» به سراغ اين نويسنده رفتيم و با او درباره جنبه هاي مختلف داستان هايش به گفت وگو نشستيم. بلقيس سليماني هم اكنون مديرگروه مطالعات فرهنگي و فرهنگ عامه شبكه راديويي فرهنگ است و تاكنون چند عنوان كتاب پژوهشي و حدود ٧٠ مقاله در زمينه نقد و ادبيات داستاني به ثبت رسانده است.
 
پس از انتشار كتاب «بازي آخر بانو» نام شما به عنوان يك نويسنده داستان بلند مطرح شد. چه شد كه به يك باره به سمت فلش و داستان كوتاه رو آورديد؟
 وضعيت شغلي من طوري است كه نمي توانم بروم بنشينم «رمان» بنويسم. من صبح سركار مي روم و عصر به بچه هايم مي رسم.
سوژه هايي در ذهنم بود كه فرصت نوشتنشان به شكل رمان را نداشتم. البته من داستان كوتاه نويس نيستم و تا پيش از اين تجربه اش را نداشته ام. مي خواستم سوژه هاي داستاني و حرف هاي فلسفي را در يك قالب قابل اعتنا به مخاطبانم عرضه كنم. اين داستان ها را ظرف مدت دو هفته در محيط كارم نوشتم. ذهنيتي هم نداشتم كه دارم داستان «فلش» مي نويسم يا «ميني مال».


 داستان هاي خودتان را بيشتر در دايره «فلش» مي بينيد يا «ميني مال»؟
 اگر بخواهم «ميني مال» را تعريف كنم خيلي نظري مي شود. برخي از داستان هاي من به «ميني مال» پهلو مي زنند و برخي ويژگي هاي «فلش» را دارند. ولي قائل به اين نيستم كه يك تقسيم بندي مشخص داشته باشم.
 در «بازي عروس و داماد» مي بينيم كه بارها از واژه «بازي» استفاده كرده ايد. چه در عنوان و چه در متن كتاب. در داستان هاي «شازده» و «بازي عروس و داماد» بر موضوع «حركات نمايشي بي محتوا» تاكيد كرده ايد. در مجموع در داستان هاي شما با شخصيت هايي مواجهيم كه ميل به خودنمايي دارند.
 همه آدم ها ميل به خودنمايي دارند. فرهنگ و تمدن آدمي به اين دليل پديد آمده كه آدمي مي خواسته است خودش را نشان دهد. ميل به خودنمايي علم و فرهنگ مي سازد. اين يك ويژگي آدمي است. قواعد بازي خيلي وقت ها توسط ما تعيين نمي شود و بازي هميشه مطابق قواعد پيش نمي رود. گاهي وقت ها كسي قواعد را مي شكند و مسير بازي را عوض مي كند. مثلا در داستان «نمايش» قصه خانواده اي را مي بينيم كه قرار است متهمي را اعدام كنند و خانواده مقتول درصدد بخشش او هستند اما اين ماجرا تا زمان اعدام پيش مي رود و خانواده مقتول موفق نمي شوند جلوي اعدام را بگيرند. در واقع هركس ميزانسن خودش را مي چيند. اما دستي، بازي ديگري را وارد اين نمايش مي كند و غالب مي شود.
 چرا بيشتر داستان ها را با لحني تلخ روايت كرده ايد. به نظر مي رسد اين لحن بيشتر به درونمايه هايي كه انتخاب كرده ايد، مرتبط مي شود.
 من لحن تلخي دارم و اين تلخي نتيجه نوعي نگرش نسبت به جهان است. اين طور نيست كه من بخواهم ادا دربياورم. من معتقدم جهان آن قدر كه فكر مي كنيم «مأمن امني» نيست. جهان يك پرتگاه است. جايي است كه اگر جهنم نباشد، چيزي از جهنم كم ندارد. اين تلخي نتيجه آن نگاه است.
 در عين حال در برخي از داستان ها نيز تلاش كرده ايد تا روايت خيلي آزاردهنده نباشد.
 سعي كردم زهر اين تلخي را با يك لحن طنز بگيرم. تحمل جهان سخت است، مگر اين كه نگاه شما به هستي كمي طنزگونه باشد. ما نه در اين جهان كه بر اين جهان هم بايد بخنديم. من هميشه احساس مي كنم جهان تراژيك كميك است يعني ملغمه اي از اين دوتاست.
 
داستان هاي اين كتاب به گونه اي مستقيم بدون پيچيدگي روايت مي شوند. چطور شد كه تصميم گرفتيد زباني ساده و روان را انتخاب كنيد؟
 هميشه مدنظر داشتم به گونه اي بنويسم كه مخاطبانم را ناراحت نكنم. زبان براي من مهم است و پيوند تنگاتنگي با بقيه عناصر داستانم دارد. يعني اگر بخواهم داستان انديشه محور و وهم گونه بنويسم، احتمالا اين نثر را نخواهم داشت. وقتي يك داستان طنزگونه با بن مايه هاي رئال مي نويسم، اين داستان نثر سرراستي را مي طلبد. نثر همواره بايد هم خوان با كل فضاي داستان باشد.
 به نظر خودتان مي شود «بازي عروس و داماد» را در رديف «داستان هاي عامه پسند» جاي داد؟ اين مسئله براي شما ناراحت كننده نيست؟
 كتاب من نيمه مهر ماه پخش شد و الان به چاپ سوم رسيده است. ابدا ناراحت نمي شوم كه بگويند كتابم عامه پسند است. به همين قصد نوشتم كه همه آن را بخوانند. من به عنوان يك عضو از خانواده راديو، به تاثير از اين رسانه مي خواستم يك كتاب «پرتابل» يا همراه بنويسم. كتابي كه همه جا قابل استفاده باشد و وقتي وارد خانواده مي شود، اكثر اعضاي خانواده آن را بخوانند و هركس به فراخور موقعيتش چند داستان از آن را برگزيند.
 در پشت جلد كتاب نوشته شده است: نويسنده «به مرگ و شوخي هاي آن» فكر مي كند. چگونه به اين نگاه رسيديد؟
 آن يادداشت آخر را ناشر نوشته است. جدي ترين مسئله آدمي مرگ است. به نظرم مرگ بخش هاي كميك زيبايي هم دارد. در داستان «نادرترين گور جهان» مي بينيم آدمي كه در حد اسطوره است، مرگ جدي اش تبديل به طنز مي شود. مرگ آن قدر كه فكر مي كنيم تراژيك نيست. يك كمي شوخناك است. با اين حال «مرگ» به شكل وحشتناكي براي بشر لازم است. ما در مرگ زاده مي شويم و مرگ است كه به زندگي و فرهنگ و تمدن ما شكل مي دهد.
 شخصيت هاي زن شما اغلب قداست كليشه اي داستان هاي زنانه را ندارند. در داستان هايتان با شخصيت هاي زن فريبكار (گل)، زنان خياباني (مثل سيمون دوبوآر) و... مواجهيم. اين زنان چگونه وارد داستان هاي شما شدند؟
 براي من «زن» با تمام خصلت هايش يك انسان است. مثل هر آدمي خصلت هاي مثبت و منفي زيادي دارد. يك كتاب ديگر هم به اسم «خاله بازي» با موضوع زن زير چاپ دارم.
من نظرم اين نيست كه زن ها همواره اثيري و فرشته صفت هستند. درست است كه ادعا كردم، «زن» در اقليت است. اما نبايد ضعف هايش را ناديده بگيرم. زن هم در كنش هاي مختلف واكنش هاي مختلفي نشان مي دهد. وقتي به عنوان يك شخصيت داستاني نگاهش مي كني او را در قالب ژانر و فضاي داستان قرار مي دهي و اين عوامل هستند كه شخصيت را مي سازند. داستان جاي قداست پروري نيست، داستان به شكل وحشتناكي زميني و محصول عصر آدم شكاك امروز است. قرار نيست در آثارمان شخصيت هاي قديس بپرورانيم.
 زنان به نسبت مردان علاقه بيشتري به داستان نويسي نشان مي دهند اين مسئله از كجا ناشي مي شود؟
 من يك مقاله نوشته ام درباره اين كه «چرا زن ها مي نويسند». دلايل متفاوتي دارد. يك دليلش شرايط اقتصادي و وضعيت اشتغال در ايران است. مولفه هاي ديگر مثل «جست وجوي هويت» نيز تاثيرگذارند. زن هاي ما با نوشتن مي خواهند خودشان را اثبات كنند. مي خواهند بگويند كه وجود دارند. نوشتن شيوه خيلي كم خرجي است. نمونه هاي خيلي خوبي در اين زمينه داريم. گاهي وقت ها نويسنده در جست وجوي اين كه «من كيستم» وضعيت اجتماعي و خانوادگي اش را واكاوي مي كند و تا افسانه ها و اسطوره ها پيش مي رود.
 چرا زنان در داستان هايشان بيشتر درباره حقوق برباد رفته خودشان مي نويسند. اما نويسندگان مرد اين گونه نيستند؟
 خيلي طبيعي است. آدم ها دو نوع نياز اوليه و ثانويه دارند. شما تا شكمتان سير نباشد و پوشاك نداشته باشيد، به آزادي بيان فكر نمي كنيد. وضعيت زنان ما اين حالت را دارد. اول بايد ثابت كنيم ما زن و آدم هستيم و جنس دوم و جزو اقليت ها نيستيم. در خبرها وقتي يك «هواپيماربا» هواپيما را مي ربايد مي گويند زنان و كودكان را آزاد كرد. اين يعني از نظر حقوقي ما در اقليت هستيم. زني كه جنس دوم حساب مي شود، بايد ابتدا ثابت كند كه آدم است. بايد درباره خودش بنويسد. اصلا مشكل ما زنان نويسنده اين است كه جهان بر پايه عدالت بنا شده يا نه. اين مشكل فيلسوفان مرد است. خيلي آرمان طلبي است فكر كنيم زنان بايد درباره نيازهاي بشري بنويسند. هر نويسنده اي بايد از جهان خودش بنويسد. من جهان زنان را بهتر مي شناسم. چه لزومي دارد درباره اميال و خواسته هاي جهاني كه نمي شناسم بنويسم.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 5:35 |

خداوند آخر و عاقبت جشنواره امسال را به خير بگرداند

 

جشنواره امسال به خودي خود  و قبل از رد صلاحيت تعدادي از فيلم ها هم بي اعتبار و كم بار و بي خاصيت بود . جشواره اي كه بزرگان و پيشكسوتاني چون مهر جويي و كيميايي و بيضايي و تقوايي و سينايي و حاتمي كيا و رخشان بني اعتماد و .... نداشته باشد به چه دردي مي خورد ؟

دلمان را خوش كرده بوديم به پديده هايي كه ممكن بود چراغ جشنواره امسال را نگه دارند كه همان ها را هم حذف كردند .

جشنواره سال گذشته با آرامش آغاز شد و در ميانه به جنجال كشيده شد . خداوند آخر و عاقبت جشنواره امسال را كه از اولش با حاشيه و جنجال آغاز شده به خير بگرداند .

خدا كند حداقل همين هايي كه به بخش مسابقه راه پيدا كرده اند بعد ها اجازه نمايش پيدا كنند و  دستخوش تغيير و تحول هاي سليقه اي نشوند .

سال گذشته " سنتوري " توقيف شد و سال پيشش " آفسايد " . مطمئن باشيد جشنواره امسال هم چند قرباني خواهد داشت .

مهم ترين نكته بامزه امسال صحبت هاي داريوش فرهنگ است كه گفته فيلم " ديوار " تا آخرين لحظه در ليست اصلي بوده و احتمالا به خاطر اشتباه تايپي از فهرست خارج شده است . چطور ممكن است به همين راحتي يك فيلم بدون اطلاع عضو هيات انتخاب از گردونه رقابت خارج شود ؟

پ. ن : راستي سينماهاي مشهد يك هفته اي به خاطر صرفه جويي در مصرف گاز در تعطيلي به سر مي برند . البته فيلم هايشان آن قدر بي ارزش بود كه باز و بسته شدنشان هيچ  توفيري به حال مردم نداشت . جهت اطلاع بد نيست بدانيد كه سالن هاي مشهد از دو ماه پيش تا كنون "كلاغ پر" و "كلاهي براي باران "و "توفيق اجباري" را نمايش مي دهند . البته قرار بود همين روزها " اتوبوس شب " را با تاخير سه ماهه بياوردند كه خورد به تعطيلي . اين هم از ثمرات سياست هاي دولت نهم در حوزه سينما .

 (1) گفت‌وگوهای هیات انتخاب در ارزیابی سطح فیلم‌های جشنواره امسال بسیار توهین آمیز بود

(2) قول مساعد جعفری جلوه برای حل مشکل "آتشکار"

(3)  سينماي ايران مشروط شد

(4)  "صد سال به‌اين سالها" به بخش مهمان رفت

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 7:48 |
نظر و برداشتتان را درباره اين عكس بنويسيد ( به ويژه فعاليت نفر اول و آخر )

عكس : مهدي بلوريان

 عكس : مهدي بلوريان

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 9:55 |