اعتراض رییس
یک هفته با سینمای ایران
اعتراض هفته: رئيس
مسعود كيميايي كارگردان فيلم «رئيس» نسبت به بي مهري هاي منتقدان با فيلم جديدش اعتراض كرد و در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: من مي بينم كه بيشتر اين نوشته ها خصمانه است و نمي دانم اين مسئله از كجا ناشي مي شود، شايد من در نوع برخوردم با افراد باعث به وجود آمدن اين خصومت شده ام. مثلا در جايي مرتكب قصوري در رفتارم با اين آدم شده ام و خودم متوجه آن نشده ام كه به هر جهت حالا او خواسته در نقدش اين را تلافي كند و در واقع اين گونه واكنش ها يك نوع رفتار بچگانه به نظرم مي آيد.
تناقض هفته: نصف مال من، نصف مال تو
هفته گذشته چند تن از سينمادوستان با راه اندازي يك وبلاگ، ب
ه اكران فيلم سينمايي «نصف مال من، نصف مال تو» ساخته وحيد نيكخواه آزاد اعتراض كردند. آن ها اين فيلم را نوعي تلاش براي جاانداختن پديده چند همسري دانسته و نوشته اند: اين فيلم به شكل ظريف و زيرپوستي از مرداني كه داراي چند همسرند دفاع مي كند و به نوعي حتي آن ها را مظلوم و غيرگناهكار نشان مي دهد. شايان ذكر است اين فيلم در جشنواره كودك و نوجوان همدان نيز اكران شده و مورد تقدير قرار گرفته است.
مهمان هفته: جكي چان
«علي منتظري» سرپرست جديد فدراسيون كونگ فو گفت: «جكي چان» بازيگر هنگ كنگي سينماي جهان به ايران مي آيد. به گزارش ايرنا وي افزود: با اين هنرپيشه وارد مذاكره شديم و از وي به عنوان ميهمان ويژه در نخستين دوره رقابت هاي كونگ فوي باشگاه هاي جهان در ايران دعوت كرديم.احتمالا پس از ورود «جكي چان» به كشورمان بسياري از تهيه كننده ها او را به پروژه هاي سينمايي شان دعوت مي كنند تا از اين سفر سينمايي- ورزشي نهايت بهره را برده باشند.
ديالوگ هفته: سينماي ايران بايد ٥٢ تا «گلشيفته فراهاني» داشته باشد
ايرج قادري هفته گذشته در چندين نشست مطبوعاتي حاضر و جملات جالبي را تقديم طرفدارانش كرد.
او درباره انتقادهاي اهالي مطبوعات از فيلم هايش گفت: متاسفانه بعضي از منتقدان تنها ياد گرفته اند با قلمشان فحش دهند و من نمي خواهم اين وسط كيسه بوكس شوم.وي همچنين به ضعف بازيگري اشاره كرد و افزود: اگر سينماي ما بخواهد چند جوان ٢٠ تا ٢٥ ساله نام ببرد، كه در بين مخاطب عام نيز مقبوليت داشته باشند، فكر نكنم بتواند بيش از يك يا دو نمونه نام ببرد.وي افزود: به عنوان نمونه براي نقش دختري ٢٠ ساله، فقط چند بازيگر خوب مي توانيم مثال بزنيم، در صورتي كه بايد اين سينما ٥٢ تا «گلشيفته فراهاني» داشته باشد تا دست كارگردان براي انتخاب باز باشد.
معجزه هفته: طرح هاي شوراي هنر
دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: با تصويب طرح هاي شوراي هنر در شوراي عالي انقلاب فرهنگي مشكلات، چالش ها و آشوب هاي حوزه سينما، هم به لحاظ شكلي و محتوايي و هم به لحاظ حمايتي برطرف خواهد شد.به گزارش سايت سينمايي سوره، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي افزود: اين شوراي هنر چند ماه است كه در زمينه سينما فعال است و منتظريم كارهاي كارشناسي اش تمام شود و سپس مصوبات براي تصويب نهايي به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه شود.اين مقام مسئول درباره اين كه چطور مي توان با يك مصوبه مشكلات، چالش ها و آشوب هاي حوزه سينما را از بين برد توضيح بيشتري نداده است.
نامه نگاري هفته: حسين فرح بخش، ناصر باكيده و منيژه حكمت
هفته گذشته چند نامه سرگشاده نوشته و رد و بدل شد كه البته بعضي هايشان آدرس گيرنده نداشتند و به در گفته بودند كه ديوار بشنود.حسين فرح بخش، تهيه كننده فيلم «كما» درباره اختلافات موافقان و مخالفان تحريم جشن خانه سينما، نامه اي نوشته و اعلام كرده است:در ميان كارگردانان، هستند كساني كه دم از احترام، ادب و رعايت اصول حرفه اي و فرهنگ مي زنند اما املاي صحيح اين عبارات را بلد نيستند و نمي دانند فرهنگ با «ه» نوشته مي شود يا (ح).وي افزوده است: آن ها هر وقت فيلم موفق و پرفروشي از همكارشان اكران مي شود تا چند شب از حسادت خواب به چشمشان نمي آيد.همچنين در پي انتشار نامه سرگشاده اي از سوي رهبر قنبري خطاب به ناصر باكيده، مديرعامل انجمن سينماي جوانان ايران راجع به وضعيت كمك انجمن سينماي جوانان ايران به مصطفي كرمي، پاسخ داد.به گزارش «پايگاه خبري فيلم كوتاه» در متن نامه باكيده آمده است: برادر! با لفاظي و بازي با كلمات دردي از امثال كرمي ها دوا نمي شود و با بيان كلمات احساسي، آسمان و ريسمان بافي، تخطئه ديگران و فرافكني كردن اغراض شخصي نمي توان از مسئوليت پذيري يك انجمن صنفي و مسئوليت خطير هيئت مديره محترم آن كاست.منيژه حكمت نيز در مخالفت با برگزاري جشن خانه سينما در نامه اي اعلام كرد:مصطفي كرمي فيلم بردار جوان روي تخت بيمارستان است، پگاه اين وضعيت را دارد، فيلم «سنتوري» توقيف شده است، اين همه روزنامه نگار بيكار شده اند، براي من جشن مفهومي ندارد.
كارگردان هفته: واروژ كريم مسيحي
واروژ كريم مسيحي كارگردان فيلم ستايش شده «پرده آخر» قصد دارد پس از ١٦ سال، به ترديدهايش پايان دهد و با فيلم «ترديد» به سينماي ايران بازگردد. تاكنون بازي محمدرضا فروتن، بهرام رادان و ترانه عليدوستي در اين فيلم قطعي شده و طبق برنامه ريزي قبلي قرار است «ترديد» ١٥ شهريور ماه كليد بخورد. واروژ كريم مسيحي با ساخت تنها يك فيلم درخشان («پرده آخر») نامش را در بين كارگردان هاي مطرح سينما ثبت كرده است.
جدايي هفته: محمدرضا گلزار
مدير و موسس تيم واليبال هنرمندان در گفتگو با سايت سينماي ما گفت: محمدرضا گلزار (كاپيتان تيم واليبال هنرمندان) چند روزي است كه به دليل برخي مشكلات، از تيم واليبال هنرمندان جدا شده است و پس از اين تيم واليبال هنرمندان با تركيب جديدي وارد زمين مسابقه خواهند شد.


تحريم هفته: جشن خانه سينما
هرچه سعي مي كنم فيلم «رئيس» را دوست داشته باشم نمي توانم. به اين اميد به تماشايش نشستم، كه شايد خاطره بخشي از لحظات ناب فيلم هاي «كيميايي» دوباره در خاطرم زنده شود. البته نه فيلم هاي قديمي اش، كه اين انتظار بسيار زيادي است. فكر مي كردم «رئيس» هرچقدر هم كه بد باشد، دست كم با برخورداري از چند سكانس خاطره انگيز مانند چند فيلم پيشين كيميايي، تماشاگرانش را براي لحظه اي دلخوش كند.بد نيست يك بار ديگر اين سكانس هاي درخشان را مرور كرد. جايي كه در فيلم «ضيافت»، ٧ رفيق دور يك ميز مي نشينند و دست هايشان راروي هم مي گذارند. يكي شان مي گويد: «همين حالا فكراتونو بكنين. هركي ته دلش نه اومده، دستشو بكشه كه اگه حالا بكشه بهتر از اين كه نياد و زير و رو بكشه.»فيلم «سلطان» را به ياد مي آورم. آنجا كه «سلطان» -با بازي فريبرز عرب نيا- موتورش را كنار اتوبان خاموش مي كند. سپس با چشماني بغض آلود مي گويد: «اينجا اتاق من بود...»تصاوير همان طور يك به يك از جلوي چشمانم رژه مي روند: مراسم گلريزان اميرعلي در فيلم «اعتراض»: «سلامتي ٣ تن: ناموس و رفيق و وطن.»حالا كه پس از چند روز به «رئيس» فكر مي كنم، باور كنيد هيچ كدام از سكانس هايش در خاطرم نمانده است. شايد هم نمي خواهم به يادشان بياورم، چون دوست دارم زودتر فراموششان كنم. تنها چيزي كه از «رئيس» در ذهنم مانده، نگاه هاي گنگ، گيج و مبهم تماشاگراني است، كه نمي دانند چگونه با جهان عجيب و غريب فيلم هاي جديد كيميايي -به ويژه رئيس- كنار بيايند. «كيميايي» ديگر بي حوصله شده است. حال و حوصله قصه گويي ندارد و مدام خودش را تكرار مي كند. قصه هاي فرعي «رئيس» ربطي به داستان اصلي آن ندارد. كيميايي «گنگ خوابديده» شده و آدم هاي فيلمش مثل اجل معلق، به يك باره ظاهر مي شوند و بي خبر صحنه را ترك مي كنند. داستان هاي فرعي «رئيس» از جمله «اختلاف پدر و پسر»، «متهم به قتل بودن پدر»، «رفاقت رضا و سرهنگ» و... را كه حذف كنيد، روايت فيلم هيچ لطمه اي نمي بيند. تماشاگر از همه جا بي خبر، بي شك بايد چند بار فيلم را ببيند و در كنارش مصاحبه هاي كارگردان آشفته حال را هم بخواند، تا اندكي از ته و توي ماجرا سردر بياورد. تازه آن وقت است كه پرسش هاي بي پاسخ آزارش مي دهند. به راستي خياباني كه كيميايي نشانمان مي دهد، در تهران واقع شده يا تگزاس؟ در كدام خيابان تهران، مردم دسته جمعي به سمت هم شليك مي كنند؟ «رضا» چگونه بدون هيچ مانعي وارد مهماني خوفناك و وهم آلود دشمنانش مي شود؟ اسلحه عجيب و غريبي كه به گفته رئيس، در هر ثانيه ٤٢ گلوله شليك مي كند، ديگر چه صيغه اي است؟ آيا منظورش كاركرد سينما و مثلا شليك ٤٢ فريم در هر ثانيه است؟ حتي اگر چنين باشد، اين موضوع چه ارتباطي با اعمال مجرمانه باند خلافكار رئيس پيدا مي كند و مطرح كردن آن در چنان موقعيت حساسي، چه توجيهي مي تواند داشته باشد؟ چرا «رضا» اجازه مي دهد، دشمنانش برايش غذا بياورند، كه داخل خانه اش شوند و به سمت او شليك كنند؟ «سيامك» با كدام عقل و منطق در آن شب بحراني- كه قرار است «طلا» دزديده شود- در نهايت آرامش به فروشگاه مي رود؟متاسفانه گره اين پرسش هاي بي پاسخ، تا آخر فيلم هم گشوده نمي شود. هرچه روايت پيش تر مي رود بر حجم اين ابهامات نيز بيشتر افزوده مي شود. با دقت در ديالوگ هاي «رئيس» نيز چيزي دستگير تماشاگر نمي شود. ديالوگ هاي فيلم نه تنها به شفاف كردن فضاي آشفته فيلم كمكي نمي كنند، بلكه ابهام تصاوير را نيز چند برابر مي كنند.رئيس -داريوش ارجمند- در صحنه اي از فيلم مي گويد: «نعش يه گرگ مي ارزه به زندگي صد تا شغال» حال مخاطب بايد در دنياي پرجانور «رئيس» غرق تفكر شود، تا شايد با يافتن وجوه اشتراك و افتراق «گرگ» و «شغال»، برتري هاي اولي را نسبت به دومي كشف كند. تازه پس از كشف اين قضيه، مشكل ٢ تا مي شود. چون تماشاگر «رئيس» بايد دانسته هايش را با فيلم تطبيق دهد و حدس بزند كه در اين آشفته بازار، كدام شخصيت «گرگ» است و كدام يك «شغال» رئيس فيلم كيميايي مي گويد: «آخر خط خبري نيست. هرچي هست ميون خط ،توخطه» كدام خط و كدام خبر؟ خط انتقام جويانه «رضا» يا خط خلافكارانه خود رئيس؟ يا شايد هم خط زندگي؟ باز هم متاسفانه جستجو براي يافتن پاسخ اين پرسش ها بي نتيجه است. كيميايي فيلم «رئيس» را، براساس دلبستگي اش به چند تصوير شاعرانه پي ريزي و در اين مسير منطق روايي درام را نيز فداي اين شاعرانگي كرده است. ديدار ٢ دوست قديمي در يك سينماي مخروبه، بيرون آمدن جوان زخم خورده از دل خروارها زباله، نجات يافتن جوان از داخل قفس حيوانات وحشي به دست پدر و... اين ها تصاوير مورد علاقه كارگردان كهنه كار سينماي ايران است كه در «رئيس»، به شكلي نامنظم پي هم رديف شده اند.