تبليغاتX
فيلم نگار

گفت و گو با حدیث میرامینی بازیگر مجموعه تلویزیونی «دل نوازان»

روشنک فضول نیست

 

متولد ۶۷ است و هم اکنون، در مقطع کارشناسی رشته نمایش تحصیل می کند.

در سریال «گل های گرمسیری» نقش دختری مرفه به نام «ضحی» را بازی می کرد.

پس از آن برای نقش مریم سریال «شب می گذرد» و شایسته سریال «گیلعاد» انتخاب شد. از دیگر کارهای این بازیگر می توان فیلم «شب حورا» (شهاب ملت خواه) و سریال قصیده شب بارانی (علی سبزواری) را نام برد.

این روزها بینندگان تلویزیونی او را با نقش «روشنک» می شناسند، شخصیتی که یکی از مهره های تعیین کننده داستان «دل نوازان» محسوب می شود. به بهانه پخش این سریال به سراغش رفتیم و دقایقی با او هم کلام شدیم.

* چطور شد که به گروه «دل نوازان» پیوستی؟

* * وقتی من به این سریال دعوت شدم، خلاصه داستان تا قسمت سی ام نوشته شده بود. پیش از این با آقای سهیلی زاده در سریال  «گیلعاد» همکاری کرده بودم. وقتی درباره نقش «روشنک» با ایشان صحبت کردم فهمیدم که نقش خیلی جذابی است. موقعیتی برایم به وجود آمد تا بتوانم نقش متفاوتی بازی کنم. پس از آن، در دورخوانی های زمان پیش تولید شرکت کردم. رابطه بچه های گروه ما با هم خیلی صمیمی بود. من، تهیه کننده، بازیگران و عوامل با هم مثل یک خانواده بودیم.

* برداشت خودت از نقش «روشنک» چیست؟ 

** روشنک در سال ۸۸ زندگی می کند. مغرور و تا حدودی لجباز است. اصلا فضول نیست! خیلی دختر باصداقتی است. یک کم شیطنت دارد. فعال و با اراده هم هست.

* این ها که همه اش شد صفت های مثبت. ویژگی منفی روشنک چیست؟

** همین غرور جزو صفت های منفی اش است.

* یعنی برداشت تو این است که غرور روشنک، بیش از حد و افراطی است؟

** من فکر می کردم نه. اما الان که واکنش های بینندگان را می بینم، می فهمم غرورش بیش از حد است. حتی مادر من هم به این موضوع اعتراض داشت.

* واکنش مردم کوچه و خیابان نسبت به تو چطور است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 0:50 |

 

تشبيه يك انسان به «سگ» در فیلم زندگی شیرین

پيام اصلي فيلم انسانيت و وفاداري است

در سكانسي كه "بهاره افشاري"، جواد رضويان را گروگان گرفته يكي از آن لحظات زننده و تاسف بار فيلم شكل مي گيرد. برادر زن امير زنجيري شبيه به قلاده سگ بر گردن او آويزان كرده و يك سر زنجير را در دست خودش گرفته و به او مي گويد: «يادته مي گفتي سگتم؟ مي خوام يه كاري كنم تا آخر عمر جلوي پام پارس كني»

تشبيه يك انسان به «سگ» از آن مواردي است كه تا به حال مشابهش را در فيلم هايمان نداشته ايم. يعني تصورش را بكنيد كه اين همه تماشاگر كلي پول خرج كرده اند و وقت گذاشته اند تا يك فيلم خوب ببينند. بعد زماني كه با چنين صحنه اي روبرو مي شوند چه حالي بهشان دست مي دهد؟

توجه به صحبت هاي كارگردان هم خالي از لطف نيست. او مي گويد: پيام اصلي من در اين فيلم توجه به صراحت، راستي، انسانيت، وفاداري و گذشت است.«زندگي شيرين» با تفكر ساخته شده است اما تمام تفكرات فيلم و پيام‌هايي كه مخاطب بايد آنها را درك كند!

 

تصوير آدم هاي كند ذهن و بدبخت و فلك زده

 نقش بازيگران زن را «بهنوش بختیاری» و «بهاره افشاری» بازي مي كنند. تصوير زن در اين گونه فيلمفارسي ها يك آدم كودن كند زن و يك موجود بدبخت و فلك زده است. زن هاي غير واقعي اين فيلم ها هيچ هويتي از خودشان ندارند و زن هاي ترشيده اي هستند كه مي خواهند خودشان را به يك مرد در ظاهر موفق تحميل كنند. مثلا «بهنوش بختياري» كه در اين فيلم يك «بازيگر زن» است، به زور سوار ماشين «امير»‌ مي شود و به او اظهار علاقه مي كند. «امير» هم از اين زن اين قدر متنفر است كه او را به زور پياده مي كند. شبيه اين نقش را در فيلم «دلداده» هم ديده ايم. آن جا هم يك دختر ترشيده به نام «آهو» با بازي «سحر زكريا» داشت كه همه مسخره اش مي كردند. (‌يادآوري: وقتي يك نفر او را غزال صدا مي زد، جواب مي داد "حیوون، حیوونه دیگه. چه فرقی می‌کنه؟")‌

فيلم «زندگي شيرين» از اين دست ديالوگ هاي تحقير آميز زياد دارد كه اشاره به همه آن هادر اين جا امكان پذير نيست. مثلا به آن صحنه توجه كنيد كه يك زن با چوب بالاي سر جواد رضويان مي ايستد و با حالتي التماس گونه مي گويد:‌ «يا همين امروز مي بري عقدم مي كني يا همين جا هلاكت مي كنم.»

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 9:25 |

 

بالاتر از توهم

درباره حامد بهداد و رفتارهاي عجيب و غريبش

ديگر به واكنش هاي بازيگري به نام "حامد بهداد"‌ عادت كرديم. به اين كه در مصاحبه هايش مدام از نقش آفريني هاي خودش تعريف كند و به يادمان بياورد كه بازيگري يكه و بي نظير است. به اين كه نظر منتقدان را به تمسخر بگيرد و بگويد كسي حق ندارد درباره بازي اش اظهار نظر كند. به اين كه خودش را با بازيگران بزرگي چون «مارلون براندو» مقايسه كند و ...

به همين خاطر است كه وقتي چند ماه پيش وسط مصاحبه مطبوعاتي اش يك دفعه روي ميز پريد و چرخيد تا انعطاف بدني اش را نشان بدهد،‌ خيلي تعجب نكرديم. چون به اين كارهايش عادت كرده ايم. همين طور كه به نقش هاي كليشه اي و نخ نمايش در قالب يك جوان عصبي و روان پريش عادت كرده ايم.

                

 

بهداد هميشه به خاطر همين كارهاي عجيب و غريبش همواره خبر ساز بوده است. مثل همين حالا كه درگيري لفظي اش با منتقدان به سوژه مطبوعات و سايت هاي سينمايي بدل شده است.

او در آخرين اظهار نظرش درباره "انتقادهاي منتقدان كهنه كار از بازي اش" گفته: اين ناملايمات كاملا مغرضانه به دليل سوءتغذیه و کهولت سن است که فسفرهای مغز را کاهش می‌دهد و از بین می‌برد.

حرف هاي بهداد را مي شنوي ياد آن پادشاهي مي افتي كه هميشه مي گفت:‌خودمان از خودمان خوشمان آمد.

او همواره بخشي از مصاحبه هايش را به تعريف و تمجيد از خودش اختصاص مي دهد و يادآوري مي كند كه جزو استثناهاي بازيگري است. به عنوان مثال به اين جملات توجه كنيد:

 

بگذاريد خودم از خودم تعريف كنم

 

هنگامي كه خبرنگار خانواده سبز از او مي پرسد:‌"‌اين اعتماد به نفس يا غروري كه داري از كجا ناشي مي‌شه؟"‌ مي گويد:‌ معتقدم اين تعريف رو خودم بايد كنم نه ديگران. همه جا بر عكسه. مي‌گن بگذاريد ديگران از شما تعريف كنن، خودت تعريف نكن. اما من مي‌گم نه! لطف كنين، ديگران از من تعريف نكنن، بگذاريد خودم از خودم تعريف كنم. چرا؟! چون من وكيل كار خودم هستم، چون خودم بهتر بلدم از كار خودم دفاع كنم، شما ادله دفاع از كار منو نداري، شما نمي‌دوني چرا من بازيگر خوبيم، چرا بازيگر بديم، اما خودم مي‌دونم.

 

من جزو استثناها هستم

 

فکر می‌کنم همه بدانند من کی هستم؛ من جزو استثناها هستم؛ وقتی یک کارگردان میزانسنش را با من هماهنگ می‌کند، وقتی فیلم برداری برای انتخاب کادرش با من مشورت می‌کند، وقتی صدابردار از من هم فکری می‌گیرد. (همشهری جوان/ شماره 198)

 

خاک انداز جلویت بگیرند بهتر حس می گیری

 

فیلمی بازی کردم که بازیگر مقابلم یکی از معروف ترین بازیگران سینمای ایران بود. خدا را شکر جور نشد که جلوی من بایستد، چون اگر می ایستاد به جمع اعلام می کردم لطف کنید ایشان اینجا نباشد. بعضی وقت ها یک خاک انداز جلویت بگیرند بهتر حس می گیری تا بعضی از بازیگران. (‌گفتگو با روزنامه شرق)

این تشویق به من چسبید

 

حمید فرخ نژاد برای من بهترینه .یک روز با حمید فرخ نژاد رفتیم خانه سینما ،به من گفت بهترین بازیگر نسل جوون.گفتم وخودت .فرخ نژاد از بهترین بازیگرای این مملکته ،آی این تشویق به من چسبید آی خوشحال شدم آی کیف کردم . (‌گفتگو با نسيم)‌

*‌حالا دوسه کار بد تو کار نامه من هست ،مگه تو کار نامه آل پاچینو ورابرت دنیرو نیست؟! (‌گفتگو با نسيم)‌

هم اسمم قشنگه هم فاميلم

 

اسم و فاميلم به شهرتم كمك كرده. چون هم اسمم قشنگ و خوشگله هم فاميلم. يعني حامد بهداد. ( گفتگو با برنامه تلويزيوني صندلي داغ)

5 ميليون تماشاگر را به سينما مي كشانم

* من هم بازي در مجموعه " يك مشت پر عقاب" را قبول كردم تا مخاطب را با خودم همراه كنم و مطمئن هستم به واسطه حضورم در اين سريال حداقل 5 ميليون تماشاگر را براي فيلم هايم كه سال آينده اكران خواهد شد به سينما مي كشانم."

من بد نمي‌شوم

*‌ آدمي نيستم كه از واكنش بترسم. چون من وقتي واكنش بدي ببينم، غيرتي و ديوانه مي‌شوم. كافي است 4-3 تا فحش بشنوم و به ام بربخورد. تازه بازي من شروع مي‌شود. من بد نمي‌شوم!(گفتگو با همشهری جوان)

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 1:53 |

گفتگو با علیرضا محمودی ایران مهر، نویسنده فیلم نامه «دلخون»

ترجيح مي دهم داستان نويس باشم تا فيلمنامه نويس

 

«علیرضا محمودی ایران مهر» متولد ۱۳۵۳ در مشهد است. فعالیت ادبی اش را از سال ۶۹ با داستان کوتاه، نمایش نامه، فیلم نامه تلویزیونی ونقد ادبی آغاز کرد. سال ۸۴ و ۸۵ دو کتاب مستقل به نام های «بیا بریم خوشگذرونی» و «سفر با گردباد» (تحلیل هرمنوتیک اشعار صائب تبریزی) از او منتشر شد. کسب رتبه نخست مسابقه داستان نویسی «بهرام صادقی» و رتبه نخست نویسندگی نمایش نامه های رادیویی در سال ۸۳ از جمله موفقیت های این نویسنده است. دلخون (محمدرضا رحمانی) اولین تجربه جدی علیرضا محمودی ایران مهر، در حوزه فیلم نامه نویسی فیلم بلند محسوب می شود. فیلمی که در جشنواره فیلم فجر سال گذشته، سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش فیلم های اول و دوم را دریافت کرد و بیشتر به سبب ایده جذاب داستانش (قاتل محکوم به اعدامی که می خواهد قلبش را اهدا کند) مورد توجه قرار گرفت. به بهانه اکران فیلم «دلخون» پای صحبت این نویسنده و فیلم نامه نویس مشهدی نشستیم.

* شما در طول این سال ها، دنیای داستان نویسی و فیلم نامه نویسی را تجربه کرده اید. بین این دو فضا چه شباهت ها و تفاوت هایی می بینید؟

** داستان و فیلم نامه دو دنیای کاملا مجزا دارند. تنها شباهت شان این است که هر دو نوشته می شوند. غیر از این شباهتی ندارند. مهم ترین تفاوت شان نیز در کنش است. فیلم نامه بر خلاف داستان، بر مبنای کنش و حرکت شکل می گیرد. اما فیلم نامه متنی است که تجلی آن توسط کارگردان اتفاق می افتد.

دنياي داستان براي من يك دنياي بسيار بزرگ و ارزشمند است كه تمام زندگي و عشقم در آن خلاصه مي شود. فيلمنامه را هم بيش از ده سال است كه تجربه مي كنم اما برايم آن جذابيت داستان را نداشته. آن انسي را كه با داستان دارم، برايم به وجود نمي آورد. البته دوستش دارم و در كنار داستان كار فيلمنامه نويسي هم انجام مي دهم. اما ترجيح مي دهم داستان نويس باشم تا فيلمنامه نويس.

* به تازگی شاهد همکاری چند تن از داستان نویسان هم چون شما، با پروژه های سینمایی و تلویزیونی به عنوان فیلم نامه نویس هستیم. این اتفاق را چگونه ارزیابی می کنید؟

** اتفاق خیلی خوبی است. همه می دانند که ضعف عمده سینمای ایران فیلم نامه نویسی است. داستان نویسان برای تقویت این بخش توانمندی های زیادی دارند. اما به دلایل مختلف در این سال ها زمینه همکاری شان با سینما به وجود نیامده است. سینما از سازوکارهای خودش بهره می برد و پذیرفتن نگاه ادبی برای سینماگران دشوار بود.

* خط روایی فیلم نامه «دلخون» در چند محور با فیلم های دیگر مشابهت دارد. مثلا موضوع اهدای عضو را پیش تر در فیلم «بودن یا نبودن» کیانوش عیاری دیده ایم و هم چنین فیلم «شهر زیبا»ی اصغر فرهادی به مضمون انتقام و بخشش و قصاص پرداخته است. با این مضامین تکراری چگونه کنار آمدید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت 22:23 |

پنج فیلم در میدان اکران عید فطر حضور دارد که از این میان، سه اثر می تواند سرنوشت خانه های بالای جدول فروش سال ۸۸ را تعیین کند

گیشه ها هم عید دارند


سینماداران و تهیه کنندگان، عید سعید فطر را هم به سبب عید بودنش جشن می گیرند و هم به دلیل رونق و شور و حرارتی که پس از این روز مبارک نصیب سینماها می شود. تجربه نشان داده است که همه ساله بیشتر فیلم های اکران عید فطر، دست پر از بازار اکران برمی گردند و در ردیف پرفروش ترین های سال قرار می گیرند. امسال نیز پنج فیلم در این میدان حضور دارد که از این میان، سه اثر می تواند سرنوشت خانه های بالای جدول فروش سال ۸۸ را تعیین کند. «بی پولی»، «دو خواهر» و «زندگی شیرین» سه فیلمی است که پیش بینی می شود مخاطب زیادی جذب کنند و از همین حالا، تهیه کنندگان این آثار از موفقیت احتمالی فیلم هایشان خوشحال هستند. در کنار این آ ثار، فیلم های «تردید» و «یک وجب از آسمان» هم قرار است از حیثیت فیلم های فرهنگی دفاع کنند.اکران عید فطر امسال ترکیب متنوعی از گونه های کمدی، اجتماعی و کودک و نوجوان است که پس از پایان یافتن آن، می توان با تحلیل فروش فیلم ها، وزن هر کدام از گونه ها را در موقعیت کنونی تعیین کرد.پس از پایان نمایش این پنج فیلم، فیلم های «نیش و زنبور» ساخته حمیدرضا صلاحمند، «کتاب قانون» مازیار میری، «آقای هفت رنگ» شهرام شاه حسینی و   «محاکمه در خیابان» ساخته مسعود کیمیایی اکران خواهد شد.

«بی پولی»، یک کمدی آبرومندانه و ارزشمند
 
«بی پولی» یک رقیب سرسخت برای فیلم هایی است که می خواهند خانه های بالای جدول اکران ۸۸ را، تصاحب کنند. گفته شده حمید نعمت ا ...فیلم جدیدش را بر پایه یکی از دیالوگ های فیلم قبلی اش «بوتیک» ساخته است. آن جا که «اتی»- با بازی گلشیفته فراهانی- می گوید: «پول خوشبختی نمیاره ولی بی پولی حتما بدبختی میاره».داستان فیلم درباره زوج جوانی است که درگیر یک دوره بیکاری و بی پولی می شوند و سعی می کنند مشکلات را برطرف کنند. اما تلاش آن ها مشکلات را پیچیده تر می کند. البته این بی پولی خیلی موقت و زودگذر است و برای زوجی اتفاق می افتد که پیش از این، مال و اموال زیادی داشته اند.از نکات کنجکاوی برانگیز فیلم «بی پولی» می توان به بازیگران و پیشینه کارگردان آن اشاره کرد.«بی پولی» در جشنواره فجر سال گذشته یکی از فیلم های موفق بود که سیمرغ نقش اول زن را برای « لیلا حاتمی» به ارمغان آورد. تجربه فیلم «بوتیک» نشان می دهد که نعمت ا...در انتخاب بازیگران و بازی گرفتن از ستاره های سرشناس، مهارت خاصی دارد.هنوز هم خیلی ها معتقدند «محمدرضا گلزار» بهترین بازی اش را، در فیلم «بوتیک» ارائه داده است. البته در برابر یک فیلم نامه محکم و جزئی نگر بد بازی کردن سخت ترین کاری است که یک بازیگر می تواند انجام دهد! این نکته ای است که لیلا حاتمی نیز به آن اشاره می کند.لیلا حاتمی چندی پیش درباره راز موفقیتش در فیلم گفت:

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 21:50 |